۸ مطلب با موضوع «اجتماعیات» ثبت شده است

  • شنبه, ۲۵ آبان ۹۸
  • حسین پورفرج
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

در چندهمسری، پیامبر(ص) نمی‌تواند الگوی ما باشد(یادداشت سوم)

اجتماعیات- جالب است. بعضا کسانی که از #چندهمسری دفاع می‌کنند و آن را دستور خدا و قرآن می‌دانند، حرکت خود را روشنفکرانه نیز می‌نامند. در نگاه ایشان "چندهمسری" حکایت از روشنفکر بودنِ آن زن/زنانی دارد که به همسر خود اجازه می‌دهد تا چهار بار ازدواج کند و سنت پیامبر(ص) را به اجرا درآورد. این در حالی‌ست که همین جماعت عموما با فرآورده‌های دنیای مدرن نامهربانند و آن را برنمی‌تابند. من مانده‌ام چگونه "چندهمسری" در دورانی که کاملا شاهد تغییر شکل فضای اجتماعی هستیم، نشان از روشنفکریِ اهل آن است، اما حجاب اختیاری برای زنی که به پوشش سر هیچ اعتقادی ندارد، نوعی غرب‌زدگی و علامت بی‌عفتی‌. خوب است اندکی در حوضچه‌ی اکنون آبتنی کنیم و دست از دستکاری من‌عندی واقعیاتِ اجتماعی برداریم. اگر اسلام امروز رخ می‌نمود هرگز در قرآن نه خبری از جواز چهار باره‌ی ازدواج با زنانِ مجرد یا بیوه بود، نه احکام اجتماعی‌ای همچون ظهار، نهادن زن در خانه و حبس ابدی او و... 

ممکن است قائلان به چندهمسری از اعتقادی بودنِ آن سخن بگویند اما آنها باز در اشتباه‌اند.قوانین و احکام اجتماعی تابع زمان و مکان صدور حکم‌اند و هیچ قدسیتی در آنها نیست.

  • شنبه, ۱۸ آبان ۹۸
  • حسین پورفرج
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

شما می‌گویید چندهمسری، من می‌گویم چرا چندشوهری نه؟!

اجتماعیاتمطلب من در نقد ترویج چندهمسری با واکنش‌های فراوانی مواجه شد. بسیاری از سر لطف با نظر من هم‌دل بودند، و پاره‌ای نیز زبان به نقد گشودند. از همه‌ی این عزیزان ممنونم و دست‌شان را به گرمی‌ می‌فشارم.

اما در اینجا آنچه که مرا به نگارش این یادداشت تکمیلی کشاند، پاسخ به دیدگاه دوستانی‌ست که تماماً از موضعی #مردسالارانه به این مسئله درمی‌نگرند و معتقدند چندهمسری امری‌ست برگرفتنی‌. اما نکته‌ی قابل عرض: 

من باور دارم که طرح و بحث چنین مسئله‌ای بیش از هر چیز نیازمندِ مطالعات زمینه‌ای و جامعه‌شناختی‌ست و صرفاً احیایِ سنت سلف پاک، حتا اگر این سنت سنت پیامبراسلام(ص) هم باشد، کفایت نمی‌کند. در زمانه و زمینه‌ی فعلی حرف زدن از مسئله‌ی چندهمسری بسیار ناخوانا و نامناسب نشان می‌دهد و اصلا با اقتضائات این دوران جور درنمی‌آید. صرفاً عدم ازدواجِ زنانی که به سال بالا رسیده‌اند و دیگر کم‌کم دارند توان بارداری‌شان را از دست می‌دهند...، نمی‌تواند توجیه و دست‌آویز مناسبی برای رواجِ چندهمسری باشد و ما را مجاب به احیای این سنت کند.

  • دوشنبه, ۱۳ آبان ۹۸
  • حسین پورفرج
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

خدا یکی، زن چندتایی/نقدی بر مسئله‌ی ترویج چندهمسری

اجتماعیات-این روزها بسیار از ضرورت احیای فرهنگ چندهمسری سخن به میان می‌آید و جالب اینجاست که این سخن تماماً نه از زبانِ بلهوسان،بلکه از زبان دین‌داران شنیده می‌شود.  نمی‌دانم آنها که در شیپور این مسئله می‌دمند، با چه نیتی چنین می‌کنند، اما هرچه که هست این اقدام کاملاً برآیندِ نگاهی نادرست هم به دوران گذشته و هم به زمان کنونی‌ست. خوب است این جماعت بدانند که کم و کیف نظام خانوادگی پیرو شرایط اجتماعی-فرهنگی هر دوران است و صرف قوت داشتن یک نوع خاص از خانواده دلیل بر فرادورانیت آن نمی‌باشد. اگر در زمان پیامبر(ص) چنین نظام خانوادگی‌ای برقرار بود، این مسئله به شرایط اجتماعی-فرهنگی آن دوران مربوط است و هیچ ربطی به قداستِ این نظام خانوادگی ندارد. می‌دانید که در دوران پیامبر(ص) حتا مردان با نیت سیاسی نیز ازدواج می‌کردند و گاهی هم اسیران جنگی خود را به زنی می‌گرفتند.شرایط آن دوران به گونه‌ای بود که به مردان آن روزگار اجازه می‌داد که به تعدد زوجات روی آورند و اینگونه  حفره‌های اجتماعی-خانوادگی را پر کنند.

  • شنبه, ۱۱ آبان ۹۸
  • حسین پورفرج
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

مخاطب تنهای بادهای جهان/تحلیلی بر کتاب "نبض خیس صبح" اثر دکتر سروش دباغ

نقدها و نظرها-کتاب "نبض خیس صبح"آخرین اثر دکتر سروش دباغ در باب صاحبِ "هشت کتاب"، سهراب سپهری‌ست. ابتداً ممنونم از ایشان که این اثر گران‌سنگ را به من هدیه دادند و مرا هم‌نورد افق‌های دور کردند. امیدوارم بتوانم در این مجال اندکی شما را با این اثر خواندنی آشنا کنم و از زوایای معرفتی آن چیزکی بگویم. چنانکه می‌دانید کتاب حاضر پنجمین اثری‌ست که مستقلاً توسط این فیلسوف برجسته‌ی اخلاق درباره‌ی "پروژه‌ی عرفان مدرن" و خاصه شاعر بنام معاصر سهراب سپری به رشته‌ی تحریر درآمده و به زیور چاپ آراسته گردیده. پیشتر آثاری همچون "در سپهر سپهری"، "فلسفه‌ی لاجوردیِ سپهری"، "حریم‌ علف‌های قربت" و "آبی دریای بیکران" از این نواندیش دینی منتشر شده و در پیشگاه خوانندگان عزیز قرار گرفته. این آثار تماماً به طی طریق سالک مدرن در دوران راززدایی‌شده‌ی کنونی می‌پردازد و ما را از دل سنت به سمت اینجا و اکنون زیستن می‌آورد.سالک مدرن کسی‌ست که "پا را از دنیای رازآلودِ گذشته بیرون نهاده و نسبت به جهان جدید گشوده است، «خودآیینی» را برگرفته و به غایت فی نفسه بودنِ انسان باور دارد و در آن به دیدۀ عنایت می‌نگرد؛ 

  • چهارشنبه, ۱۲ دی ۹۷
  • حسین پورفرج
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

عشق بازیگری نیست

اجتماعیات-من همیشه بر آن بوده‌ام که عشق بازیگری نیست. عشق هنرنمایی در زندگی‌ست؛ زندگی‌ای که قرار است فراهم‌کننده‌ی فضای ویژه‌ای باشد. در رابطه‌ی عاشقانه هرگز نمی‌باید قالب تهی نمود و نقاب‌های رنگانگ زد. اصلاً تولد عشق مستلزم مرگِ شبیه‌سازی‌هاست.

چرا می‌گویم عشق بازیگری نیست؟! و با اینگونه کنشها متفاوت است؟! بگذارید اندکی در این باب پرچانگی کنم. یک بازیگر چه می کند؟! او نقشی را برعهده می‌گیرد و به ایفای آن می‌پردازد. در مدَّت زمان محدودی بر سر لوکیشن فیلم حاضر می‌شود و بازی خود را به انجام می‌رساند. البته همین بازیگر پس از اتمام این فیلم به پیشنهادهای دیگر نیز لبیک می‌گوید و این  قصه به همین شکل ادامه می‌یابد.
هر بازیگری در طول دوران هنرپیشگی خود می‌تواند در چندین فیلم به ایفای نقش بپردازد و اینگونه هنر خود را عرضه نماید. او می‌تواند در انواع نقش‌ها توانایی‌ خود را به رخ تماشاگران بکشد و حتّی از جشنواره‌های سینمایی جایزه بگیرد.

  • چهارشنبه, ۱۲ دی ۹۷
  • حسین پورفرج
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

دوگانگی شیرینِ عشق

اجتماعیات-عشق حقیقی رابطه‌ای متقابل و دو سویه است. در رابطه‌ی عاشقانه فرد در جایی عاشق است و در جایی معشوق. او هرگز موقعیت ساکن و یکسان ندارند و هرگز تحت سیطره‌ی چیزی نیست. در چنین رابطه‌ای فرد موقعیت  خود را دوگانه می‌بیند و نقوش دوگانه می‌پذیرد. او از طریق یک رابطه به دو تجربه‌ی عاطفی دست پیدا می‌کند و در جهت آنها می‌کوشد. اینگونه است که روابط عاشقانه محاسبات منطقی را برهم می‌زند و همه چیز را ممکن می‌سازد.

چه به قول مولوی:

بی‌دلان را دلبران جسته بجان

جمله معشوقان شکار عاشقان

هر که عاشق دیدیش معشوق دان

کو به نسبت هست هم این و هم آن

تشنگان گر آب جویند از جهان

آب جوید هم به عالم تشنگان

 بنابراین، هر رابطه‌ی عاشقانه در درون خود دو حالت عشق‌ورزی را نهفته دارد:

من عاشق – تومعشوق
من معشوق – تو عاشق

  • چهارشنبه, ۱۲ دی ۹۷
  • حسین پورفرج
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

فاحشه‌های علمی کیستند؟! و چه می‌کنند؟!

اجتماعیات-از عنوان این اثر تعجب نکنید. من شما را ابتدا به خواندن این مقاله فرامی‌خوانم و سپس قضاوت را به عقلم سلیم خودتان وامی‌گذارم:

تذکار

نوشتار حاضر صرفاً در خصوص قماشی به نگارش درآمده است که عرصه‌ی علم و علم‌اندوزی را به جولانگاه حرص و خام‌اندیشی بدل کرده‌اند. البته این کلام هرگز این معنا را نمی‌دهد که ما پاکان معرفتی نداریم و یا از ایشان کم بهره‌ایم. [هرگز؛] جامعه‌ی معرفتی ما از این مجاهدان راه درک و درایت خالی نیست. جامعه‌ی ما پر است از اساتید وارسته‌ای‌ که هم «اخلاق علمی» دارند و هم دانش پر بار.

امّا با این حال ردیابی ناپاکانی __که عرصه‌ی علم را آلوده‌ کرده‌اند__ نیز محتمل است.  من برآنم که تعادل نظام آموزشی ما کاملاً برهم خورده است. این نظام بیمار و رنجور نشان می‌دهد. دردهای بزرگی دارد که تولید فاحشگی علمی یکی از آنهاست. این بیماری بیماری واگیرداری‌ست. این واگیر هم می‌تواند از نظام آموزشی به افراد انتقال پیدا کند و هم از خود افراد به افراد. (در پرانتز این را نیز بگویم که به گمان من رفته رفته نظام آموزشی ما در حال انتقال از دانشگاه-‌محوری به دانشجو-محوری‌ست؛ و این نقص بزرگی‌ست.)

  • چهارشنبه, ۵ دی ۹۷
  • حسین پورفرج
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

زندگی، ترجمه روشن خاک است در آیینه عشق

اجتماعیات-زندگی موفق و وفادارانه چندان هم که نشان می‌دهد دور از دسترس و دست‌نیافتنی نیست. رسیدن به خوشبختی به همان اندازه که رویایی به نظر می‌آید، محصل نیز می‌تواند باشد و می‌توان آن را دریافت. در اینجا نگارنده قصد دارد تأملات خود در این زمینه را با خوانندگان این نوشتار در میان بگذارد و از سویی نظر ایشان را نیز در این‌باره جویا شود؛ تأملاتی که در این جا می‌آید تماماً برخاسته از تجاب نگارنده در حین زندگی خصوصی خویش و عَرَضاً برخاسته از نمونه‌های مشاهده شده در کلاس‌های مشاوره خانواده است و لذا اینگونه بیان می‌گردد:

1-     اولین مسئله برای حصول به یک زندگیِ موفق و به تعبیر ما «زندگی سبز»، همانا پایبندی به اصلی است تحت این عبارت: لازمۀ تشکیل و پویایی زندگی تعهد است نه تأهل. باری، به عقیده ما تأهل تنها خصیصۀ قانونمند‌سازی یک رابطه زناشویی و تنها شرط عرفی برای استقرار پیوندی ظاهراً دوطرفه تمناشده است، و این درحالی‌است که  تعهد دقیقاً خصیصه‌ای برتر، و البته شرط اخلاقی هم استقرار و هم تعالی یک زندگی زناشویی‌است.