• چهارشنبه, ۱۹ دی ۹۷
  • حسین پورفرج
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

کتاب «میم مثل محمد(ص)»

برگزیده- اکنون بخت‌یارم که با معرفی کتاب کوچکم «میم مثل محمد(ص)» با شما هم‌سخنم. این کتاب محصول چندین سال تدبر و تأمل من در باب پیامبرخاتم(ص) است. پیامبری که ما چندان با او مأنوس نیستیم اگرچه تماماً برای او خم و راست می‌شویم. در ادامه بیشتر در باب مفاد کتاب سخن خواهم گفت اما پیش از آن چند تقدیر و تشکر.

خوب است بدانید این اثر قرار بود که با مقدمه‌ی استاد ارجمند دکتر سروش دباغ روانه‌ی بازار شود، که نشد. من شرمنده‌ی ایشان شدم. متأسفانه بی‌مهری‌ دستگاه فرهنگی ما نسبت به این نواندیش برجسته‌ی دینی از تحقق این مهم جلوگیری کرد و مرا از خجستگی این اتفاق بی‌نصیب گذاشت. در اینجا من بر خود فریضه می‌دانم که از این استاد گرامی کمال تقدیر و تشکر را داشته باشم و مراتب سپاسگزاری‌ام را به ایشان تقدیم کنم.همچنین پیش از معرفی کوتاه این کتاب از انتشارات نقد فرهنگ و خصوصاً جناب آقای دکتر بیژن عبدالکریمی نیز نهایت سپاس و امتنان را دارم و دست ایشان را به گرمی ‌می‌فشارم. ایشان به من و اثر موجزم اعتماد کردند و آن را لایق انتشار دانستند.

اما کتاب «میم مثل محمد(ص)» کتابی‌ست انتقادی در باب شأن و شخصیتِ نبی‌ گرامی اسلام(ص). اگر به دنبال کتابی در باب پیامبرخاتم(ص) هستید که صرفاً تمجیدی و پر از داستان‌های غلو‌آمیز باشد، من به عنوان نویسنده‌ی این کتاب هرگز خواندن آن را به شما پیشنهاد نمی‌کنم. در این اثر هیچ تره‌ای برایِ پیامبر‌‌شناسی‌هایِ پهلوان‌گونه و اساطیری خرد نمی‌شود. البته زبانِ انتقاد ما نسبت به این دست قرائات باز باز است و اصلاً این کتاب آماده و آمده است تا چنین کند. نگارنده برآن است که مسئله‌ی پیامبرشناسی ما سخت نیازمند بازاندیشی و بازشناسایی‌ست و اصلاً به همین سبب است که من نامِ فصول این اثر را «باز‌پیامبرشناسی» نهاده‌ام. خانه‌ای که از پای‌بست ویران باشد، آبادانیِ نقش‌بندِ ایوان آن چه دردی را دوا خواهد کرد؟! ما تا پیامبر خود را خوب نشناسیم وحی‌شناسی ما، امام‌شناسی ‌ما و اصلاً اسلام‌شناسی ما پا در هواست و به کارمان نمی‌آید. در این وضع و حال یتیم است خانه‌ی شریعت ما. بله، می‌باید اول قدم اسلام‌شناسی ما شناختِ شأن و شخصیت پیامبرخاتم(ص) باشد و از این گذرگاه عبور کند. ما از طریق اوست که خدا را می‌شناسیم و واجد تجارب ایمانی می‌شویم.

حال که دانستیم این کتاب تجلیلی نیست، پس چیست؟! رک بگویم که کتاب «میم مثل محمد(ص)» تحلیل را بر تجلیل اولویت می‌بخشد و بیشتر جنبه‌ی انتقادی دارد. اثر حاضر می‌خواهد به شما مخاطبان گرامی بگوید که پیامبرخاتم(ص) آنچنان هم که می‌گویند موجود عجیب و غریبی نیست. او همچون خود ماست. مثل ما دست و پا دارد، انگیزه‌های مادی دارد، به خانواده‌اش عشق می‌ورزد، گاهی با آنها دچار اختلاف عقیده‌ می‌شود، گاهی دلش می‌گیرد و... . بله، این کتاب با این فرض پا گرفته است که پیامبرخاتم(ص) از حیثِ انسان بودن و یا اصلاً از حیثِ «بودن» با ما هیچ فرق فارقی ندارد و ما و او در این امر کاملاً مشترک‌ایم. بودن ما همگانی‌ست نه متفاوت. هرچه که اقتضای یک انسانِ معمولی‌ست برای پیامبراسلام(ص) نیز متصور است. از خشم و هیجان بگیرید تا مهر و مهربانی. پیامبرخاتم(ص) اگر پیامبر می‌شود به این خاطر نیست که ترکیبات وجودی او مثلاً با منِ حسین از اساس و به گونه‌ی الهی متفاوت است و اصلاً او مادرزاد پیامبر به دنیا می‌آید. آنچه از پیامبر پیامبر می‌سازد نه شکل «بودن» او بلکه شمایل «شدن» اوست. به این است که او جسارتِ سفر در سرزمین‌های کم‌رهروی معنویت و اخلاق را دارد و می‌تواند ریسکِ مومنانه زیستن و اخلاقی عمل کردن را بپذیرد.  او مرد شدن است و ما مرد بودن. او ابعاد بکر وجودِ انسانی را کشف و همگانی ساخته است و ما همچنان در گیر و دار انگیزه‌های مادی‌مان وامانده‌ایم.
بنابراین، کتابِ «میم مثل محمد(ص)» هرگز برایِ پیامبرخاتم(ص) امتیازاتِ واهی و دهان‌پرکن نمی‌تراشد و از او غول چراغ جادو نمی‌سازد. این کتاب می‌گوید پیامبرخاتم(ص) انسان است و انسان‌ها را با امور خارق‌العاده کاری نیست. اثر حاضر عموماً جنبه‌ی انتقادی دارد و لب به گزافه نمی‌گشاید. البته هرجا که لازم باشد از  دریای محاسن پیامبرخاتم(ص) و خصوصاً حسنات معنوی و اخلاقی او سخن خواهیم گفت و به آنها نظر خواهیم افکند. مگر می‌شود با این مرد تاریخ‌ساز مواجه شد اما از بزرگی او چیزی نگفت. حقیقتاً نمی‌شود. نبی‌اکرم(ص) همان نازنینی‌ست که به قول مولوی: «هر که را هست از هوسها جان پاک/زود بیند حضرت و ایوان پاک/چون محمد پاک شد زین نار و دود/هر کجا رو کرد وجه الله بود...».
همچنین اگر می‌خواهید درباره‌ی زندگی‌نامه‌ی پیامبرخاتم(ص) مثلاً در باب دورانِ کودکی یا نوجوانی او، نسب یا قوم و خویشِ دور و نزدیک‌اش و یا اصلاً هر مسئله‌ای از این دستی چیزی بدانید باز من به عنوان مؤلف این کتاب هیچگاه خواندن آن را به شما توصیه نمی‌کنم.  در کتاب حاضر کمترین توجه‌ای به نحوه‌ی زندگی پیامبرخاتم(ص) نشده است و من در این اثر هرگز خود را درگیر اینگونه مسئله نکرده‌ام. به گمان من  آنقدر کتاب خوب در این زمینه وجود دارد  که دیگر پرداختن به آن از حوصله‌ی مخاطبان محترم خارج است.   

بنابراین، کتابِ «میم مثل محمد(ص)» کتابی‌ست تحلیلی-انتقادی در باب شأن و شخصیت پیامبرخاتم(ص). کتابی که می‌خواهد از ساحتِ این پیام‌آور الهی غبار خرافه و گزافه را بزداید و تصویری شفاف و خردپذیری را از او به نمایش بگذارد. تصویری که اصلاً شباهت به قصه‌بافی‌های هواخواهانه و حتا سیاه‌نمایی‌های خصمانه ندارد و کاملاً بر سبیل انصاف و عقلانیت است. من در این کتاب سعی کرده‌ام تا آنجا که می‌توانم نه تحت‌تأثیر ابهت پیامبرخاتم(ص) قرار بگیرم و نه مفتون ادعاهای مروزِ ضدِ پیامبران شوم. و... .
نتیجتاً کتاب حاضر در قالب سه فصل(بازپیامبرشناسی: پرده‌ی اول، پرده‌ی دوم و پرده‌ی سوم)، دو ضمیمه(بازگشت به پیامبر(ص) و محمد(ص) رسول الله یا محمد(ص) رسول مجیدی)، و یک موخره(پیشدرآمدی بر الهیات توجه) در پیشگاه خوانندگان گرامی قرار گرفته‌است که امیدوارم مورد نظر و عنایت دوستان قرار بگیرید. علاقمندان می‌توانند اثر حاضر را از کتابفروشی‌های معتبر و یا از طریق تماس با مراکز پخش به این شماره‌ها: ۶۶۹۶۷۰۰۷، ۶۶۴۶۰۰۹۹ خریداری نمایند.

 

سی‌بوک   نشر آگاه   شهر کتاب

  • سه شنبه, ۱۲ آذر ۹۸
  • حسین پورفرج
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

کثافات انسانی، کرامات انسانی

معنویت-این مطلب با سیاست و سیاسیون کاری ندارد. امیدوارم آن را له یا علیه کسی گمان مکنید و تنها ــــــ‌اگر حرف حسابی در آن یافتید،ـــــــ جدی‌اش بگیرید. اما بعد:آرزو دارم هنوز فراموش نکرده‌ باشیم که انسانیم. آری، انسان، همان که خداوند لباس کرامت بر تنش پوشید و او را بر بسیاری از خلایق فضیلت داد: "وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ وَحَمَلْنَاهُمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْنَاهُم مِّنَ الطَّيِّبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَىٰ كَثِيرٍ مِّمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِيلًا". آیا تا کنون با خود اندیشیده‌اید که فضیلت ما آدمیان در برابر سایر مخلوقات در چیست؟! چه چیز در ماست که کرامت‌الهی را نصیبمان کرده و فرشتگان را به سجده‌ی ما واداشته. من که گمان نمی‌کنم این امتیاز بزرگ به خاطر پلشتی‌های نهان در ضمیر انسان و یا خشم و غضب و خون‌ریزی او باشد. هیچ عقل سلیمی انسان سفاک یا بی‌رحم را مکرم خداوند نخواهد خواند و او را مسجود ملائک به حساب نخواهد آورد. چیز دیگری باید در این آدمیزاد باشد که رشک کارگزاران هستی را برانگیزد و این موجودِ برخاسته از "صَلْصَالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ"را خلیفه‌ی روی زمین نماید: "وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ...". آری، آدمی مکرم است اما نه به خاطر سویه‌های حیوانی و غیر‌اخلاقی خود. نه به این خاطر که به قول هابز "انسان گرگ انسان است".

  • دوشنبه, ۱۱ آذر ۹۸
  • حسین پورفرج
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

خودکشی نام دیگر شهادت نیست! (یادداشتی در باب کارکرد معنابخشی دین)

معنویات- می‌دانیم که ادیان به زندگی پیروان خود معنا می‌بخشند. دین می‌تواند به نحوه‌ی زیستن آدمیان سمت و سو بدهد و مسیر حرکت آنها را عوض کند. من همیشه با خود اندیشده‌ام که اگر از جامعه‌ی ما این معنا‌بخشی‌های دینی کم شود، چه باقی می‌ماند؟! رک و راست بگویم که با چنین اقدامِ بازیگوشانه‌ای تمام جوامع دینی و خاصه جامعه‌ی خودمان بسیار نابهنجار و غیرمعمولی جلوه خواهند کرد و حتی قضاوت‌های‌مان بعضاً تا صدوهشتاد درجه تغییر جهت خواهند داد. در اینجا مایلم به یک نمونه‌ی ساده و قابل رویت اشاره کنم و از باقی نمونه‌ها سر بپرم. می‌دانید که پس از انقلاب بهمن 57 میان ایران و عراق جنگی هشت ساله درگرفت. هر دوی این کشورها شوربختانه مسلمان بودند و خود را جبهه‌ی حق می‌دانستند. هر دو از شعایر دینی سود می‌بردند و با اعتقاداتِ اسلامی خود به پا میدان می‌گذاشتند.

  • شنبه, ۲۵ آبان ۹۸
  • حسین پورفرج
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

در چندهمسری، پیامبر(ص) نمی‌تواند الگوی ما باشد(یادداشت سوم)

اجتماعیات- جالب است. بعضا کسانی که از #چندهمسری دفاع می‌کنند و آن را دستور خدا و قرآن می‌دانند، حرکت خود را روشنفکرانه نیز می‌نامند. در نگاه ایشان "چندهمسری" حکایت از روشنفکر بودنِ آن زن/زنانی دارد که به همسر خود اجازه می‌دهد تا چهار بار ازدواج کند و سنت پیامبر(ص) را به اجرا درآورد. این در حالی‌ست که همین جماعت عموما با فرآورده‌های دنیای مدرن نامهربانند و آن را برنمی‌تابند. من مانده‌ام چگونه "چندهمسری" در دورانی که کاملا شاهد تغییر شکل فضای اجتماعی هستیم، نشان از روشنفکریِ اهل آن است، اما حجاب اختیاری برای زنی که به پوشش سر هیچ اعتقادی ندارد، نوعی غرب‌زدگی و علامت بی‌عفتی‌. خوب است اندکی در حوضچه‌ی اکنون آبتنی کنیم و دست از دستکاری من‌عندی واقعیاتِ اجتماعی برداریم. اگر اسلام امروز رخ می‌نمود هرگز در قرآن نه خبری از جواز چهار باره‌ی ازدواج با زنانِ مجرد یا بیوه بود، نه احکام اجتماعی‌ای همچون ظهار، نهادن زن در خانه و حبس ابدی او و... 

  • چهارشنبه, ۱۹ دی ۹۷
  • حسین پورفرج
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

عقایدِ معیوبِ دلچسب

معنویات- روزی در حال تماشای برنامه‌ای تلویزیونی بودم که در آن پدر و دختربچه‌ای چهار یا پنج ساله مهمان بودند. کودک بیماری نادری داشت که درمان آن ساده نشان نمی‌داد. می‌بایست هربار خون او در بانک جهانی خون جستجو می‌شد و نمونه‌های همگِن پیدا و خریداری می‌شدند. کاری که در ماه چندین بار صورت می‌گرفت و البته عموماً نتیجه‌‌‌ای نیز به بار نمی‌آورد. پدر از مخارج بالای درمان سخن می‌گفت و اظهار تنگ دستی می‌کرد. البته امیدوار امیدوار بود. او می‌گفت ما می‌باید برای هربار جستجو مبلغی در حدود یک و نیم میلیون تومان را بپردازیم و بیمه نیز این هزینه‌کردها را پوشش نمی‌دهد. با این حال، همه‌ی این جزئیات فرع بر مطلبی است که خواهم گفت.

برای من تماشای این صحنه‌ها اگرچه دردآور بود امّا ذهنِ فلسفیِ من را قلقلک نمی‌داد. البته من بسیار از دیدن این پدر و دختر متأثر بودم، امّا، چه می‌توانستم بکنم. مع‌هذا، برنامه جلو رفت تا اینکه مجری سوالی از دختربچه پرسید که مرا به فکر فرو برد. مجری گفت: آینده را چگونه می‌بینی؟! چه آرزوی داری؟! چه دعایی داری؟!

  • چهارشنبه, ۱۹ دی ۹۷
  • حسین پورفرج
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

مهجوریت یا زندگی‌بخشی؛ قرآن کجا ایستاده است؟!

معنویات-شاید بتوان در مورد قرآن به ادوار رویکردی گوناگونی اشاره کرد. من برآنم که این ادوار می‌توانند به سه مرحلهٔ کلان تقسیم شوند و ویژگی‌های هر دوره به‌طور مجزا مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گیرد. بااین‌حال، همچنین من برآنم که از میان این سه مرحله تاکنون تقریباً دو مرحله (کم‌وبیش) پشت سر گذاشته شده‌اند و دوران آنها به سر یا در حال به سر آمدن است.

حال بگذارید پس از بیان نام این سه‌گانه مرحله تمام فرصت این نوشتار را به تحلیل اجمالی همین مسئله اختصاص دهم. نام این مراحل چنین است:
1-مرحلهٔ پیشا-تفسیری[1]،
 2-مرحلهٔ تفسیری[2]، و
3-مرحلهٔ پسا-تفسیری[3].

مراد من از مرحلهٔ پیشا-تفسیری درک آموزه‌های قرآن از طریق پیامبر اسلام (ص) است. در این مرحله قرآن از طریق شخص شخیص نبی اکرم (ص) به چنگ درمی‌آید و قائلان از زبان او متن مقدس را فرامی‌آموزند.