۱۷ مطلب با موضوع «معنویات» ثبت شده است

  • شنبه, ۱۵ دی ۹۷
  • حسین پورفرج
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

ایمان، فوق شرایع

معنویات-چندی پیش در باب معنای ایمان مقاله کوتاهی نوشتم. در آنجا ایمان را به معنای رابطه بینابینی با خدا گرفتم و حاصل آن را رسیدن به تجربه پناه دانستم. آدمی از طریق ایمان می‌تواند به آغوش امن الهی وارد شود و اصلاً محرم او باشد.  فرد مؤمن خدا را برای خود شخصی‌سازی می‌کند و او را به خانه خود می‌آورد. قلب چنین فردی میزبانیِ میهمانی حیرت‌آفرین را بر عهده می‌گیرد و او را به حیات خلوت خود راه می‌دهد. خدا با فرد مؤمن به فضاهای کم رهرو مؤمنانه ورود می‌یابد و اینگونه از آمال و آلام او می‌کاهد. ایمان فرد مؤمن را فرد دیگری می‌سازد و او را شایسته تکریم می‌نماید: «إن لله تعالی فی الارض أوانی إلا و هی القلوب؛[1] برای خداوند، در روی زمین ظروفی است که این ظرف‌ها برای خود خدا است؛ آن ظروف، دل‌های (مومنان) هستند.»

با این حال، اینک و در اینجا می‌خواهم به بعد دیگری از مقوله ایمان بپردازم. چنانکه از عنوان اثر برمی‌آید من ایمان را موهبتی فرامرزی و فراشرایعی به حساب می‌آورم و هرگز آن را به شریعت ویژه‌ای نمی‌کاهم.از قرآن برمی‌آید که میان دین و شریعت اختلاف مبرهنی وجود دارد و این دو امر هرگز یکی نیستند:

  • سه شنبه, ۱۱ دی ۹۷
  • حسین پورفرج
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

دین در انحصار عقل می‌میرد

معنویات-دین‌شناسی تماماً عقل‌گرایانه چندان روا و مناسب از کار درنمی‌آید. من با این گفته موافقم که خدای ادیان از خدای فیلسوفان کاملاً متفاوت است. اینکه در خصوص هر گزاره دینی به دنبال ادله عقلی بگردیم، خطای نابخشوده‌ای است. ما با این کار راه به‌جایی نمی‌بریم و اصلاً مقصد و مقصود را گم می‌کنیم. به عقیده این قلم مغز یا نقطه قوت دیانت سرفرازی گزاره‌های دینی در برابر استدلالات گوناگون عقلی نیست؛ بلکه سرفرازی آن در معنابخشی به زندگی انسان‌ها و تعبیه "ارزش‌های معطوف به هدف" است. اگر ما بیاییم و تماماً دین را ازلحاظ عقلی موردبررسی قرار دهیم، قطعاً آن را پدیده‌ای تخیلی و موهوم در نظر خواهیم گرفت. دین اگرچه از استدلال خالی نیست؛ امّا تماماً با خردورزی محصول نمی‌شود.

امّا مغز دین چیست؟! به گمان من مغز دین ایمان است. چنانکه مجتهد شبستری می‌گوید: «در اسلام اساس ایمان و عقیده بر فهم یک سنّت دینی، تاریخی و زبانی مستمر استوار نگشته است. اساس مسلمان بودن در هر عصر تکیه‌بر سنّت به معنای فهم «فهمیده» گذشتگان نیست، گرچه این تغذیه به ایمان مسلمان کمک می‌کند.

  • سه شنبه, ۱۱ دی ۹۷
  • حسین پورفرج
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

«برادریِ تعمیم‌یافته» در آیینۀ قرآن

معنویات-این آوردۀ ‌الوهی ‌با وجودِ تمامِ مضامین و معارف بلند خود، ‌این گذارِ زیبا و زیبنده را نیز بنا می‌نهد، که می‌باید با در نظر داشتنِ معنای عامِگرایانه از دین، و با عنایت به تفاوت‌های صُوری شرایع‌ از یکدیگر، ‌از برادریِ‌ خویشی به برادری‌ِ کیشی حرکت گردد و به جای عنادورزی‌های ناصواب به مهر و همزیستی مبادرت. باری، قرآن با طرحِ این گذار به مفهوم زندگی ‌البته از حیث دینی، ‌معنایی تازه می‌بخشد و آن را از خصم و خشم بازمی‌گیرد.

 شاید عنوان این اثر برای پاره‌ای از خوانندگان موجبات تعجب و طرح این سوال باشد، که: دقیقاً مراد از برادریِ تعمیم‌یافته در متن قدسی چیست؟! و این عنوان چه چیز در چنته دارد؟!  باری، نگارنده این سطور برآن است که  قرآن، ‌برخلاف نگاه عوامانه و قائل به خشونت‌گستری، ‌نه کتابی جنگ‌طلب و دیگرستیز است، و نه منافی اخلاق و  همزیستی مسالمت‌آمیز. این کتاب نه از تک‌صداییِ یک حزب خاص و یا یک جریانِ ویژه دفاع می‌کند، و نه از حذفِ مخالفان عقیده و منافقان صلح‌طلب.نه از ترسیم نگاهی بنیادگرایانه و من‌محور، و نه از تکریم هر بدرفتاری‌ای به نام دین. و نیز، نه از جزم‌گرایی‌ای خشکِ مقدس و نه بر دگماتیزمی ناشنوا و گنگ.

  • سه شنبه, ۱۱ دی ۹۷
  • حسین پورفرج
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

قرآن و مسئله حضیضی یا عزیزی جوامع

معنویات-شاید ایراد کلام در بابِ فعل و انفعالات جوامع و بازیگرانِ آن نیازمند تحلیلی جامعه‌شناختی و البته زمینه‌ای است، تحلیلی که هم بتواند به مقتضیات درونی توجه نماید و هم به تاثیرات بیرونی نگاه بندد. تحلیلی که هم واقگرا باشد و هم بینش‌بخشی کند، هم زیبایی‌ها را ببیند و هم ز‌شتی‌ها را بنگرد. مع‌الوصف جستجوی سرنخ‌های هدایت و ضلالت، یا بهتر بگوییم ترقی و تنزُّل جوامع -البته در لابه لایِ متن مقدس نیز- می‌تواند گویای حقایقی گردد که به حال زار و نزار آدمیان بیآید و چاهی را راه و فنایی را بقا سازد.

در قرآن آیه‌ای به چشم می‌خورد که آشکاراً دلیلِ نحسی یا سعدی ملل و اوضاع و احوال آنـــان را به تصویر می‌کشد و نشان می‌دهد که چرا برخی از جوامع - آن‌هم با تاریخی عظیم و فرهنگی غنی - آن‌گونه ‌عقب‌ مانده‌اند و برخی دیگر – شاید با گذشته‌ای ساده و تمدنی تاریک- این‌گونه سبقت‌گرفته‌اند: «ذَلِکَ بِأَنَّ اللَّهَ لَمْ یکُ مُغَیرًا نِعْمَةً أَنْعَمَهَا عَلَى قَوْمٍ حَتَّى یغَیرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ وَأَنَّ اللَّهَ سَمِیعٌ عَلِیمٌ(الأنفال/۵۳)این، به خاطر آن است که خداوند، هیچ نعمتی را که به گروهی داده، تغییر نمی‌دهد؛ جز آنکه آنها خودشان را تغییر دهند؛ و خداوند، شنوا و داناست.»

  • چهارشنبه, ۵ دی ۹۷
  • حسین پورفرج
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

متنِ قدسی، اصل قابلیت بقا وجغرافیای اورجنال و پسااورجنال

معنویات-آیا تا به حال از خود پرسیده‌اید که قرآن چرا و برای چه معجزه خوانده می‌شود؟! و چرا اینگونه عموم مسلمانان به آن ملتزمند و به آن نگاه دیگرگونه دارند؟! به اعتقاد این قلم پاسخگویی به این سوال و مجموعه‌ای از این دست سوالات می‌تواند بسیاری از بارهای کهن و البته از کارافتاده را از دوش ما بردارد و ما را به نتیجه‌ای روشن‌تر و روشمندتر رهنمود گرداند؛ هدفی که همانا ما در این اثر به دنبال حصول و دستیابی به آن هستیم و می‌خواهیم آن را به جامۀ عمل بیآراییم.

حال، به این گفتار‌ها بنگرید:
-   جارلله زمخشری:«ظاهراً مراد آیه حضرت محمد(صلی الله علیه و آله)است؛ چرا که به او چیزهایی داده شده است که به احدی داده نشده، و اگر به او چیزی جز قرآن داده نمی شد، برای فضل و برتری او بر سایر پیامبران کافی بود، زیرا قرآن بر خلاف معجزات، در گستره تاریخ باقی است.
[1]

-   سیوطی:(هیچ پیامبری نیست مگر اینکه به او معجزه‌ای داده شده است که مردم به او ایمان بیاورند؛ و چیزی که به من داده شده، وحی(قرآن)است؛ پس امید دارم که از آنان پیروان بیشتری داشته باشم.)...

  • چهارشنبه, ۵ دی ۹۷
  • حسین پورفرج
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

خدای وحی؛خدای اخلاق یا خدای فقه؟!

معنویات-مدعای اصلی بسیاری از مسلمانان این است که متن قدسی آورده‌ای جاویدان و همه‌زمانی-همه‌مکانی‌است. یعنی نه بر این کتاب رنگِ کهنگی و ‌رنگ‌ پریدگی می‌نشیند و نه این آورده از قلۀ معارف و مواهب برکنار می‌افتد. امری‌ که همانا نگارنده این سطور از لحاظ رونمایی”یعنی فحوای کلی این گزاره” با عموم مسلمانان همصدا و هم‌داستان است، امّا از لحاظ زیرنمایی“یعنی نحوه دست‌یابی به این گزاره” با ایشان دارای زاویه و اختلاف عقیده.

علی‌ای‌حال، چنانکه اقبال لاهوری فیلسوف شهیر هندی می‌گوید: «آن کتاب زنده قرآن کریم/حکمت او لایزال است و قدیم»،[۲] قرآن کتابی __و یا بهتر بگوییم معجزه‌ای__ زنده و دارای گزاره‌های جهان‌شمول است و می‌باید برای آن اعتباری دائمی قائل بود. می‌باید از نگاهِ تک‌زمانی-تک‌مکانی به آن اکیداً خودداری نمود و برای آن تاریخِ مصرف متذکر نشد.  و یا می‌باید آن را عامل برتری اقلیتی یا گروهی نشمرد و آن را نسبت به اکثریتی یا جماعتی دشمن ندانست. این متن قدسی در حدود این هزار و چهارصد سال ثابت کرده‌است که نگاه آن از بند فلان زمان و بهمان مکان در می‌گذرد و هیچگاه برای هیچ بنی‌بشری بی‌دلیل نوشابه باز نمی‌کند.

  • چهارشنبه, ۵ دی ۹۷
  • حسین پورفرج
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

شریعتی‌ها و سروش‌ها امامانِ معصومِ روشنفکریِ‌دینی نیستند[1]

معنویات-روشنفکری‌دینی یک نحله‌ است، آغاز دارد و پایان نه. این نحله همچون رود رونده‌ای دائماً در حال حرکت است و لحظه‌ای بازنمی‌ایستد. به معنای دیگر روشنفکری‌دینی متکی به یک متفکر و یا یک طیف اندیشنده نیست و از آنها معنا و مفهوم نمی‌ستانداین نحله فراتر اشخاص و متعلقانِ به آن تعریف می‌شود و اینگونه حدود و ثغور می‌آفریند. بنابراین، روشنفکری‌دینی با اوجگیری یا افول متفکری اوج یا افول نمی‌یابد و از نقش‌آفرینی بازنمی‌ایستد. مثلاً به نام نظریه‌پرداز نظریه x بر خود نمی‌بالد و با حذف نظریه‌پرداز دیگری از صحنه کنار نمی‌رود. این نحله جریانی پایدار و توقف‌ناپذیر است و این حقیقت رکن اساسی آن به شمار می‌آید.

علی‌ای‌حال، نگارنده با این کلام آرش نراقی کاملاً مخالف است: عبدالکریم سروش را باید به یک معنا پایان پروژه روشنفکری دینی دانست. اما این «پایان» به معنای «شکست» و «مرگ» پروژه‌ی سروش، و کاروبار روشنفکری دینی نیست. این «پایان» به معنای «کمال» آن پروژه در سروش است. پروژه‌ی روشنفکری دینی در سروش به عمیقترین سطح خود آگاهی رسید.