۶ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «سروش دباغ» ثبت شده است

  • شنبه, ۱۱ آبان ۹۸
  • حسین پورفرج
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

مخاطب تنهای بادهای جهان/تحلیلی بر کتاب "نبض خیس صبح" اثر دکتر سروش دباغ

نقدها و نظرها-کتاب "نبض خیس صبح"آخرین اثر دکتر سروش دباغ در باب صاحبِ "هشت کتاب"، سهراب سپهری‌ست. ابتداً ممنونم از ایشان که این اثر گران‌سنگ را به من هدیه دادند و مرا هم‌نورد افق‌های دور کردند. امیدوارم بتوانم در این مجال اندکی شما را با این اثر خواندنی آشنا کنم و از زوایای معرفتی آن چیزکی بگویم. چنانکه می‌دانید کتاب حاضر پنجمین اثری‌ست که مستقلاً توسط این فیلسوف برجسته‌ی اخلاق درباره‌ی "پروژه‌ی عرفان مدرن" و خاصه شاعر بنام معاصر سهراب سپری به رشته‌ی تحریر درآمده و به زیور چاپ آراسته گردیده. پیشتر آثاری همچون "در سپهر سپهری"، "فلسفه‌ی لاجوردیِ سپهری"، "حریم‌ علف‌های قربت" و "آبی دریای بیکران" از این نواندیش دینی منتشر شده و در پیشگاه خوانندگان عزیز قرار گرفته. این آثار تماماً به طی طریق سالک مدرن در دوران راززدایی‌شده‌ی کنونی می‌پردازد و ما را از دل سنت به سمت اینجا و اکنون زیستن می‌آورد.سالک مدرن کسی‌ست که "پا را از دنیای رازآلودِ گذشته بیرون نهاده و نسبت به جهان جدید گشوده است، «خودآیینی» را برگرفته و به غایت فی نفسه بودنِ انسان باور دارد و در آن به دیدۀ عنایت می‌نگرد؛ 

  • چهارشنبه, ۱۹ دی ۹۷
  • حسین پورفرج
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

ایمان‌آباد*؛ تحلیلی بر مبنای اصناف ایمان‌ورزی سروش دباغ

معنویات-ایمان و باز هم ایمان؛ موهبتی که نمی‌توانیم آن را رها کنیم و البته او نیز ما را پس نمی‌زند. در بطنِ تجارب ایمانی می‌باید زیست و از آن کام گرفت. لب‌تر ایمان پر از بوسه‌های آب‌دار است و گویی نوشدارویی‌ست برای التیامِ بی‌پناهیِ ما. بله، چنانکه پیشتر آوردم ایمانِ رابطه‌ای بینابینی میانِ انسان و خداست. رابطه‌ای‌ست که به قولِ مارتین بوبر از نوع روابطِ «من-تو»یی‌ست. رابطه‌ای که اولاً بی‌واسطه است و در ثانی نگاه شیِ‌وارانه و کالایی در آن مطرح نیست. هر دو سوی رابطه فعال‌اند و متقابلاً با یکدیگر در کش و قوس‌اند و مراوده. من در توصیفِ معنای ایمان آن را رابطه‌ای درگیرانه و فراعقلی نامیدم و آوردم که ما از طریق این موهبت به تجربهٔ پناه می‌رسیم. یعنی آرامش و سکینه می‌یابیم و آنگاه جهان را زیبا و زیباتر می‌نگریم.

خوب است دوباره به گفته‌های پیشین برگردم و سپس ادامهٔ بحث را پی بگیرم: "ایمان نوعی ارتباط با خداوند است. این ارتباط با سیطره عقل شکل نمی‌گیرد و تجربه نمی‌شود. ایمان نوعی در پرانتزگذاری عقل و از پرانتز درآوری دل است.

  • شنبه, ۱۵ دی ۹۷
  • حسین پورفرج
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

ازدواج‌های عرفی؛ امّا و هزار امّا

نقدونظرها-«ازدواج عرفی» زیر پوست تک تک شهرهای ما وجود خارجی دارد. نه، ما نمی‌توانیم آن را انکار کنیم. چه آن را بپذیریم و چه قبیح بدانیم، می‌باید دریابیم که مسئله‌ای به نام «ازدواج عرفی» مردان و زنان ما – و از آن بیشتر پسران و دختران ما- را به آغوش خود می‌خواند و آنها را در کانون خانواده‌ای که اگر دائمی می‌بود، گرمش می‌خواندند، جای می‌دهد. گویی دیگر روزگار انقلاب قالب در نهاد خانواده رخ داده و همه چیز عوض شده.

با این حال، در باب «ازدواج عرفی» و خصوصاً مقاله‌ی «ازدواج عرفی بر ترازوی اخلاق» به قلم دکتر سروش دباغ طرح نکاتی به تلقی این قلم جای تأمل دارد. من ‌خوب می‌دانم که این نواندیش دینی به دنبال اشاعه‌ی هیچ منکری نیست و تنها دغدغه‌ی او به‌سامان رساندن مشکلات اخلاقی جامعه‌ی ماست. او از منظر خود می‌نگرد و دیگران از منظر خودشان. هیچ نگاهی یقینی و کاملاً بی‌عیب و نقص نیست و همواره در نقد و نقادی به روی آرای گوناگون گشوده است.

مع‌هذ، تبعات این مقاله نیز سخت و هیجانی خواهد بود. سروش دباغ می‌باید منتظر نقدهای تند، بدزبانی‌ها و اتهاماتِ گزاف فراوانی باشد. 

  • شنبه, ۱۵ دی ۹۷
  • حسین پورفرج
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

جستاری در نقد و بررسی مجموعه سخنرانی‌های سروش دباغ تحت عنوان: (چشم‌انداز سکولاریسم در ایران)

نقدونظرها-

در کشور ما گاهی آن (سکولاریسم) را

به‌منزلهٔ یک دشنام و واژه‌ای برای غیرخودی‌ها و بیگانگان به کار می‌برند[1].
(عبدالکریم سروش)
 
 

اخیراً چهار فایل سخنرانی از "دکتر سروش دباغ" در کانال تلگرامی او منتشر شده است. «چشم‌انداز سکولاریسم در ایران» نام این سخنرانی‌هاست[2]. البته از میان این چهار فایل سخنرانی دو فایل آن مربوط می‌شود به جلسهٔ پرسش و پاسخ میان این متفکر ارزنده و مخاطبانش. در این سلسله جلسات این فیلسوف اخلاق برآن شده است تا میان دو مسئلهٔ کاملاً متأخر و جدید نوعی رابطهٔ عقلانی برقرار کند و به‌نوعی درک ما هم از «سکولاریسم» و هم از «اسلام‌گرایی» را تغییر دهد.

آن‌ها که با آثار و افکار این صاحب‌نظر گرامی آشنایند حتماً تصدیق می‌کنند که سروش دباغ حقیقتاً یکی از پرکارترین صاحب‌نظران سرزمین ماست.

  • چهارشنبه, ۱۲ دی ۹۷
  • حسین پورفرج
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

عبارتی که به ییلاق ذهن وارد شد/نقد کتاب فلسفه لاجوردی سپهری، سروش دباغ

نقدونظرها-نگارنده پیشتر در خصوص طرح‌وارۀ عرفان مدرن پروژۀ مهم سروش دباغ قلم زده ‌است. در آن نوشته آوردم که این متفکر به نوعی به دردشناسیِ عرفان کلاسیک اقدام نموده، و به نوبۀ خود به ارائۀ راه درمانی مبادرت ورزیده. در آن مقاله از نظر گذشت: «طرح‌واره‌ای از عرفان مدرن» پروژه‌ای است که محققانه به بازخوانی عرفان کلاسیک و خوانشِ معرفت‌شناسانه، وجود‌شناسانه و انسان‌شناسانه و نیز اخلاقی/سیاسی/عبادی از عرفان مدرن می‌پردازد و نحوۀ ارتباط آن با عرفان کهن را که به اعتقاد خود سروش دباغ از نوع عموم و خصوص من وجه است__ مشخص می‌سازد. این پروژه دست بر مهمی می‌گذارد که نیاز به نوعی گذار از عرفانِ کهن به عرفان نوین را حتمی می‌نماید و آن را در چشم دل‌بصیرتانِ آگاه وجیه جلوه می‌دهد.»[۲] چنانچه می‌دانید طرح‌وارۀ عرفان مدرن سروش دباغ تا کنون هشت گام اساسی را پشت سر نهاده است و این پروژه همچنان باز است.هشت‌گام طی‌شده در طرح‌وارۀ عرفان مدرن که هفت مورد آن در دوکتاب «در سپهر سپهری» و «فلسفه لاجوردی سپهری» منعکس شده‌ است، بدین قرار است:

  • چهارشنبه, ۱۲ دی ۹۷
  • حسین پورفرج
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

نقبی بر طرح‌واره سروش دباغ از عرفان مدرن

نقدونظرها-شاید برای بسیاری از خوانندگان و پژوهندگان عرفان این سوال مطرح باشد که: آیا می‌توان از گذاری روشمند__و البته تحقق‌پذیر__ از عرفانِ کلاسیک به عرفان مدرن سراغ گرفت و کم و کیف آن را برشمرد؟!

آیا می‌توان براساس مقتضیات دوران به عرفانی نوین اشارت کرد و حد و ثغور آن را مبیِّن ساخت؟! و آیا می‌توان عرفان مدرن را با عرفان سنتی قیاس نمود و تفاهم‌ها و تفاوت‌ها را واشکاف؟! و این همان کاری است که استاد برجسته اخلاق، عرفان و دین، سروش دباغ بدان اقدام ورزیده‌است، که حقّا جای تأمل و قلمفرسایی دارد.

باری، این استاد ممتاز دانشگاه در قالب پروژه‌ای تحت عنوان «طرح‌وارۀ عرفان مدرن» بر آن شده‌است تا با اخذ متدی تطبیقی __که البته رنگ و بویی فلسفی و هرمنوتیستی دارد__ به بررسی گفتمان و لذا ماهیت عرفان سنتی و جدید بپردازد و به نحوی شایسته جهان‌بینی توسعه‌یافته عرفای مدرن نسبت به عرفای کهن را بازبشناسد. جهان‌بینی‌ای حقا که نمی‌شود آن را ندید انگاشت و از آن ساده عبور نمود.