۱۳ مطلب با موضوع «نقدها و نظرها» ثبت شده است

  • شنبه, ۱۱ آبان ۹۸
  • حسین پورفرج
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

مخاطب تنهای بادهای جهان/تحلیلی بر کتاب "نبض خیس صبح" اثر دکتر سروش دباغ

نقدها و نظرها-کتاب "نبض خیس صبح"آخرین اثر دکتر سروش دباغ در باب صاحبِ "هشت کتاب"، سهراب سپهری‌ست. ابتداً ممنونم از ایشان که این اثر گران‌سنگ را به من هدیه دادند و مرا هم‌نورد افق‌های دور کردند. امیدوارم بتوانم در این مجال اندکی شما را با این اثر خواندنی آشنا کنم و از زوایای معرفتی آن چیزکی بگویم. چنانکه می‌دانید کتاب حاضر پنجمین اثری‌ست که مستقلاً توسط این فیلسوف برجسته‌ی اخلاق درباره‌ی "پروژه‌ی عرفان مدرن" و خاصه شاعر بنام معاصر سهراب سپری به رشته‌ی تحریر درآمده و به زیور چاپ آراسته گردیده. پیشتر آثاری همچون "در سپهر سپهری"، "فلسفه‌ی لاجوردیِ سپهری"، "حریم‌ علف‌های قربت" و "آبی دریای بیکران" از این نواندیش دینی منتشر شده و در پیشگاه خوانندگان عزیز قرار گرفته. این آثار تماماً به طی طریق سالک مدرن در دوران راززدایی‌شده‌ی کنونی می‌پردازد و ما را از دل سنت به سمت اینجا و اکنون زیستن می‌آورد.سالک مدرن کسی‌ست که "پا را از دنیای رازآلودِ گذشته بیرون نهاده و نسبت به جهان جدید گشوده است، «خودآیینی» را برگرفته و به غایت فی نفسه بودنِ انسان باور دارد و در آن به دیدۀ عنایت می‌نگرد؛ 

  • شنبه, ۱۵ دی ۹۷
  • حسین پورفرج
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

حواریون سروش و خطر سروش‌زدگی

نقدونظرها-عبدالکریم سروش در دوران پساشریعتی مهم‌ترین و البته نامدارترین روشنفکر دینی‌ است. برسرزبانیِ سروش عموماً به خاطر سبک کاری او و درانداختن گفتمانی منحصر به فرد است. "نگاهی نوین به ایمان با چاشنی عشق" اساسی‌ترین بخش دین‌شناسی این متفکر شهیر به حساب می‌آید. خود سروش می‌گوید: «من ایمان خود را از عارفان گرفته‌ام نه از فقیهان، و لذا از این نهیب‌های نامهیب بر جان و ایمان خود نمی‌هراسم»[1]. سروش قرآن را خشیت‌نامه و مثنوی را عشق‌نامه می‌نامد و این‌گونه این دو متن را مکمل یکدیگر در نظر می‌گیرد. در نظر او نه قرآن جای را بر مثنوی تنگ می‌کند و نه مثنوی جای را بر قرآن [2]. همین هم‌گامی همیشگی ایمان و عشق است که عبدالکریم سروش را نهایتاً به نظرات بعضاً جنجالی و بی‌سابقه می‌کشاند و او را در نظر اغیار رادیکال جلوه می‌دهد. نظریه اخیر او در باب «قرآن و مکانیسم وحی» گویای همین حقیقت تازه به بار نشسته است.نظریه «محمّد (ص)، راوی رویاهای رسولانه» بیان می‌دارد که چگونه پیوند میان دین و عرفان در نظرگاه عبدالکریم سروش به اوجِ خود در رسیده و چگونه این ازدواج ثمرات منحصر به فردی را به بار آورده:

  • شنبه, ۱۵ دی ۹۷
  • حسین پورفرج
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

ازدواج‌های عرفی؛ امّا و هزار امّا

نقدونظرها-«ازدواج عرفی» زیر پوست تک تک شهرهای ما وجود خارجی دارد. نه، ما نمی‌توانیم آن را انکار کنیم. چه آن را بپذیریم و چه قبیح بدانیم، می‌باید دریابیم که مسئله‌ای به نام «ازدواج عرفی» مردان و زنان ما – و از آن بیشتر پسران و دختران ما- را به آغوش خود می‌خواند و آنها را در کانون خانواده‌ای که اگر دائمی می‌بود، گرمش می‌خواندند، جای می‌دهد. گویی دیگر روزگار انقلاب قالب در نهاد خانواده رخ داده و همه چیز عوض شده.

با این حال، در باب «ازدواج عرفی» و خصوصاً مقاله‌ی «ازدواج عرفی بر ترازوی اخلاق» به قلم دکتر سروش دباغ طرح نکاتی به تلقی این قلم جای تأمل دارد. من ‌خوب می‌دانم که این نواندیش دینی به دنبال اشاعه‌ی هیچ منکری نیست و تنها دغدغه‌ی او به‌سامان رساندن مشکلات اخلاقی جامعه‌ی ماست. او از منظر خود می‌نگرد و دیگران از منظر خودشان. هیچ نگاهی یقینی و کاملاً بی‌عیب و نقص نیست و همواره در نقد و نقادی به روی آرای گوناگون گشوده است.

مع‌هذ، تبعات این مقاله نیز سخت و هیجانی خواهد بود. سروش دباغ می‌باید منتظر نقدهای تند، بدزبانی‌ها و اتهاماتِ گزاف فراوانی باشد. 

  • شنبه, ۱۵ دی ۹۷
  • حسین پورفرج
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

جستاری در نقد و بررسی مجموعه سخنرانی‌های سروش دباغ تحت عنوان: (چشم‌انداز سکولاریسم در ایران)

نقدونظرها-

در کشور ما گاهی آن (سکولاریسم) را

به‌منزلهٔ یک دشنام و واژه‌ای برای غیرخودی‌ها و بیگانگان به کار می‌برند[1].
(عبدالکریم سروش)
 
 

اخیراً چهار فایل سخنرانی از "دکتر سروش دباغ" در کانال تلگرامی او منتشر شده است. «چشم‌انداز سکولاریسم در ایران» نام این سخنرانی‌هاست[2]. البته از میان این چهار فایل سخنرانی دو فایل آن مربوط می‌شود به جلسهٔ پرسش و پاسخ میان این متفکر ارزنده و مخاطبانش. در این سلسله جلسات این فیلسوف اخلاق برآن شده است تا میان دو مسئلهٔ کاملاً متأخر و جدید نوعی رابطهٔ عقلانی برقرار کند و به‌نوعی درک ما هم از «سکولاریسم» و هم از «اسلام‌گرایی» را تغییر دهد.

آن‌ها که با آثار و افکار این صاحب‌نظر گرامی آشنایند حتماً تصدیق می‌کنند که سروش دباغ حقیقتاً یکی از پرکارترین صاحب‌نظران سرزمین ماست.

  • چهارشنبه, ۱۲ دی ۹۷
  • حسین پورفرج
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

عبارتی که به ییلاق ذهن وارد شد/نقد کتاب فلسفه لاجوردی سپهری، سروش دباغ

نقدونظرها-نگارنده پیشتر در خصوص طرح‌وارۀ عرفان مدرن پروژۀ مهم سروش دباغ قلم زده ‌است. در آن نوشته آوردم که این متفکر به نوعی به دردشناسیِ عرفان کلاسیک اقدام نموده، و به نوبۀ خود به ارائۀ راه درمانی مبادرت ورزیده. در آن مقاله از نظر گذشت: «طرح‌واره‌ای از عرفان مدرن» پروژه‌ای است که محققانه به بازخوانی عرفان کلاسیک و خوانشِ معرفت‌شناسانه، وجود‌شناسانه و انسان‌شناسانه و نیز اخلاقی/سیاسی/عبادی از عرفان مدرن می‌پردازد و نحوۀ ارتباط آن با عرفان کهن را که به اعتقاد خود سروش دباغ از نوع عموم و خصوص من وجه است__ مشخص می‌سازد. این پروژه دست بر مهمی می‌گذارد که نیاز به نوعی گذار از عرفانِ کهن به عرفان نوین را حتمی می‌نماید و آن را در چشم دل‌بصیرتانِ آگاه وجیه جلوه می‌دهد.»[۲] چنانچه می‌دانید طرح‌وارۀ عرفان مدرن سروش دباغ تا کنون هشت گام اساسی را پشت سر نهاده است و این پروژه همچنان باز است.هشت‌گام طی‌شده در طرح‌وارۀ عرفان مدرن که هفت مورد آن در دوکتاب «در سپهر سپهری» و «فلسفه لاجوردی سپهری» منعکس شده‌ است، بدین قرار است:

  • چهارشنبه, ۱۲ دی ۹۷
  • حسین پورفرج
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

نقبی بر طرح‌واره سروش دباغ از عرفان مدرن

نقدونظرها-شاید برای بسیاری از خوانندگان و پژوهندگان عرفان این سوال مطرح باشد که: آیا می‌توان از گذاری روشمند__و البته تحقق‌پذیر__ از عرفانِ کلاسیک به عرفان مدرن سراغ گرفت و کم و کیف آن را برشمرد؟!

آیا می‌توان براساس مقتضیات دوران به عرفانی نوین اشارت کرد و حد و ثغور آن را مبیِّن ساخت؟! و آیا می‌توان عرفان مدرن را با عرفان سنتی قیاس نمود و تفاهم‌ها و تفاوت‌ها را واشکاف؟! و این همان کاری است که استاد برجسته اخلاق، عرفان و دین، سروش دباغ بدان اقدام ورزیده‌است، که حقّا جای تأمل و قلمفرسایی دارد.

باری، این استاد ممتاز دانشگاه در قالب پروژه‌ای تحت عنوان «طرح‌وارۀ عرفان مدرن» بر آن شده‌است تا با اخذ متدی تطبیقی __که البته رنگ و بویی فلسفی و هرمنوتیستی دارد__ به بررسی گفتمان و لذا ماهیت عرفان سنتی و جدید بپردازد و به نحوی شایسته جهان‌بینی توسعه‌یافته عرفای مدرن نسبت به عرفای کهن را بازبشناسد. جهان‌بینی‌ای حقا که نمی‌شود آن را ندید انگاشت و از آن ساده عبور نمود.

  • سه شنبه, ۱۱ دی ۹۷
  • حسین پورفرج
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

پرسشی قرآنی از مهندس عبدالعلی‌بازرگان

نقدونظرها-مهندس عبدالعلی بازرگان حقیقتاً از قرآن‌شناسان برجسته دوران کنونی است. او در جستجوی برگرداندن دوباره قرآن به صحنه زندگی مسلمانان است. جهد او نیکو و ثمرات تلاش او نیکوتر باد! با این حال، این حقیر که خود چندین‌سال دانش‌آموز درس‌های این معلِّم قرآنی بوده از آن استاد گرامی سؤالاتی دارد که امیدوار است بی‌پاسخ نماند.

 امّا ابتدا نظرگاه نگارنده:
این قلم در خلال مطالعات و تحقیقات خود در قرآن به این نتیجه رسیده است که این کتاب دراندازه یک اصل محوری و شالوده‌ای است. تمام آیات و سوره‌های قرآن در پی همین اصل یگانه توسعه یافته‌اند. این اصل یگانه چنین است:
"خوب زیستن/ فارغ از هرگونه نظریه پردازی/ در هر زمان و مکانی"[1]
 
چنانکه من می‌فهمم این اصل هم قرآن را از مهجوریت تاریخی آن نجات می‌بخشد و هم کاربرد امروزی و اینجا/اکنونی آن را حفظ می‌کند. به گمان من حفظ با چنگ و دندان تمام گزاره‌های قرآن، آن هم با توسل جستن به یافته‌های علمی، تاریخی و...

  • سه شنبه, ۱۱ دی ۹۷
  • حسین پورفرج
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

پیش به سوی جنگ جهانی عقاید؛ نقبی رو به جلو برگفتار آیت‌الله جوادی آملی دربارۀ تقدیس شبهات

نقدونظرها-جنگ جهانی نظامی خواهان دست‌یابی و یا به عبارت بهتر دست‌اندازی دُوَل قدرتمند به خاک کشورهای ضعیف‌تر و همانا استفاده از منابع طبیعی، انسانی، تاریخی و... کشورهای مورد تخاصم است و در آن هیچ اثری از بسط عدالت و یا اخلاق در جهان و در میان آدمیان نیست، و این در حالی است که در جنگ جهانی عقیده "برخورد عقاید" نه برای کسب قدرت و یا استحمار جهانی، بلکه برای دستیابی به حقیقت و رسیدن به فهم مشترک از معنای کرامت انسان ‌است.

به گمان نگارنده سخنان چندی پیش آیت‌الله جوادی آملی نقطۀ عطفی در نهاد سنتی دین به شمار می‌آید. ایشان با شجاعت وجود شبهات حتّی شبهات غرض‌ورزانه را نیز  مقدس شمردند و از لزوم پاسخ‌گویی به آنها خبر دادند.[1] خبری که شاید به مذاق پاره‌ای از افراطون‌دینی خوش نیاید و به نظر ایشان  بسیاری را در ابراز عقیده گستاخ نماید.

  • سه شنبه, ۱۱ دی ۹۷
  • حسین پورفرج
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

عقلانیت رقیب دین نیست / در نقد پروژه‌ی عقلانیت و معنویت

نقدونظرها-اخیراً به سخنرانی مصطفی ملکیان در باب پروژه‌ی فکری عقلانیت و معنویت گوش سپردم[1]. مثل همیشه کلام استاد شنیدنی و تأمل‌برانگیز بود. هر چند تا اندازه‌ای نیز تکرار مکررات به نظر می‌رسید. ایشان مثل دفعات پیشین دیگربار از عدم همخوانی و ناسازگاری میان عقلانیت و دیانت سخن گفتند و تأکید کردند که اساس عقلانیت استدلال است، و اساس دیانت تعبد. از نظر این فیلسوف عالی‌قدر دیانت __از آن روی که می‌گوید: الف، ب است؛ چون فلان شخص می‌گوید،__ با عقلانیت جفت و جور از آب درنمی‌آید. عقلانیت استدلال‌ورزی محض است و با این تعبدتات همسوشدنی نیست: " مسلمان سخن خدا در قران یا سخن پیامبر ‏در قران یا حدیث را بدون چون و چرا می پذیرد. ‏فرم و صورت و شکل سخن یک انسان متعبد به ‏زبان حال و قال این است که الف ب است چون ‏فلان شخص گفته است که الف ب است. اگر تعبد ‏را نداشته باشید به هیچ دینی متعبد نیستید[2]".

همچنین گفتن ندارد که این دیدگاه استاد او را در برابر روشنفکری دینی می‌نشاند.

  • دوشنبه, ۱۰ دی ۹۷
  • حسین پورفرج
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

محمّدِ سروش/ دو نقد فربه بر نظریه "محمّد راوی رویاهای رسولانه"

نقدونظرها-نظریه دکترعبدالکریم سروش [1] من باب رویایی بودنِ قرآن نظریۀ بحث‌برانگیزی‌ست. حقیقتاً این نظریه را می‌باید انقلابی در خصوص فهمِ چگونگی پیداش، توسعه و تثبیت متن دانست. نظریه رویاء لب لباب حرفش همین است که دکتر سروش نیز در آخرین مقاله‌اش بدان اشاره کرده است: 

«کلامی ـ سمعی» بودن قرآن، تا پیش از این، موضوع تأمّل و تحقیق بود، اکنون «رؤیایی ـ بصری» بودنش چشمک و خنبک می زد و به تفرّج و تدبّر دعوت می نمود. در هر دو فرضیه، محمّد(ص) فاعل بود نه منفعل؛ و گاه در جای اوّل شخص و گاه در جای دوم شخص و سوم شخص می نشست. اما در فرضیه جدید گویی در مواردی، او شاهد مناظری (نه مستمع مطالبی) است که در افقی برتر از افق حسّ (خیال، رؤیا، ملکوت)، صورت می بندد و او آنها را رؤیت و روایت می کند. پاره هایی از قرآن چنان تصویری است که «سمعی ـ بصری» بودن تجربه و حیانی محمّد(ص) بهترین تعبیر آن است.