۶ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «ایمان» ثبت شده است

  • چهارشنبه, ۱۹ دی ۹۷
  • حسین پورفرج
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

ایمان‌آباد*؛ تحلیلی بر مبنای اصناف ایمان‌ورزی سروش دباغ

معنویات-ایمان و باز هم ایمان؛ موهبتی که نمی‌توانیم آن را رها کنیم و البته او نیز ما را پس نمی‌زند. در بطنِ تجارب ایمانی می‌باید زیست و از آن کام گرفت. لب‌تر ایمان پر از بوسه‌های آب‌دار است و گویی نوشدارویی‌ست برای التیامِ بی‌پناهیِ ما. بله، چنانکه پیشتر آوردم ایمانِ رابطه‌ای بینابینی میانِ انسان و خداست. رابطه‌ای‌ست که به قولِ مارتین بوبر از نوع روابطِ «من-تو»یی‌ست. رابطه‌ای که اولاً بی‌واسطه است و در ثانی نگاه شیِ‌وارانه و کالایی در آن مطرح نیست. هر دو سوی رابطه فعال‌اند و متقابلاً با یکدیگر در کش و قوس‌اند و مراوده. من در توصیفِ معنای ایمان آن را رابطه‌ای درگیرانه و فراعقلی نامیدم و آوردم که ما از طریق این موهبت به تجربهٔ پناه می‌رسیم. یعنی آرامش و سکینه می‌یابیم و آنگاه جهان را زیبا و زیباتر می‌نگریم.

خوب است دوباره به گفته‌های پیشین برگردم و سپس ادامهٔ بحث را پی بگیرم: "ایمان نوعی ارتباط با خداوند است. این ارتباط با سیطره عقل شکل نمی‌گیرد و تجربه نمی‌شود. ایمان نوعی در پرانتزگذاری عقل و از پرانتز درآوری دل است.

  • چهارشنبه, ۱۹ دی ۹۷
  • حسین پورفرج
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

نامسلمانان گمنام؛ اندکی با مسلمانی در جغرافیای شناسنامه‌ها

معنویات-اپیزود اول:

کارل رانر(Karl Rahner) متکلم کاتولیک مسیحی واضع اصطلاحی در فرهنگِ مسیحیت است تحت عنوان: «مسیحیانِ گمنام». همواره برای الهیدانان مسیحی و حتی متفکران دیگر ادیان مسئله نجات مسئله‌ای مردافکن بوده و تأملاتِ بی‌شماری را برانگیخته. در نگاه کلی فیلسوفانِ دین رابطه میان دین و رستگاری را در قالبِ سه نوع نگاه تشریح می‌کنند و وجناتِ آن را برمی‌شمرند. سه‌گانه‌ای که البته به ترتیبِ "جمعیتِ رستگاران" به شرح زیر است:
 
1. انحصارگرایی دینی(exclusivism): "این اصطلاح به معنای منحصر کردن حق و رستگاری در دینی خاص است. پیروان این نظریه، حقانیت مطلق دینی را منحصر به دین خود ساخته و معتقدند که صرفاً پیروان یک دین خاص از رستگاری و کمال یا هر چیز دیگری که غایت دین است، برخوردار خواهند بود...

  • چهارشنبه, ۱۹ دی ۹۷
  • حسین پورفرج
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

مسلنامی؛ (مسلمانی در کسوف ایمان و اخلاق)

معنویات-شاید عنوان این یادداشت کمی تعجب‌آور باشد. ممکن است بسیاری از خوانندگانِ این متن بگویند این دیگر چه نام‌گذاریِ مجهول و بی‌معنایی‌ست. مسلنامی دیگر یعنی چه؟! بله، اگر شما نیز چنین بگویید، حق دارید. واقعاً این نام‌گذاری مجهول و عجیب و غریب است. در هیچ دایرة‌المعارفی برای این واژه معنا و مترادف نمی‌توان یافت و این واژه ساختگی ساختگیِ ساختگی‌ست. من خود به شما می‌گویم که بهتر است هرگز به دنبال معنای لغوی و تحت‌اللفظی این واژه نگردید و خود را بی‌دلیل خسته نکنید. این واژه هیچ خروجیِ اینچنینی ندارد و کاملاً بی‌معنای بی‌معناست. "جعل عنوان"صورت گرفته تنها از ذهنِ نویسنده این سطور بیرون جهیده و کاملاً هدفمند شکل گرفته.

بله، اگرچه این واژه معنایِ لغوی ندارد، امّا افراد بسیاری را دربرمی‌گیرد. در اینجا جعل عنوان مسلنامی محصولِ کنشگرانِ دینیِ بخصوصی‌ست که نحوه دین‌ورزی‌شان آنان را به فضا معلّقِ پادرهوایی می‌برد که در مقام نام‌گذاری نه می‌توان آنان را مسلمان نامید، و نه نامسلمان.

  • شنبه, ۱۵ دی ۹۷
  • حسین پورفرج
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

شباهت‌های عروضِ شعری و احکام دینی

معنویات-این مجال قصد دارد به مطالعه همانندی‌ـ و البته همانندی دستوری و شاکله‌ای‌ـ دو ساحت «شعر» و «دین» بپردازد و از این مسئله پرده‌برداری کند که پایبندی به قالب‌هایِ متداول همواره جا را برایِ اصل داستان تنگ کرده است. در این نوشتار ابتدا به ساحت «شعر» توجه می‌شود و آن‌گاه به ساحت «دین».

ایضاح بحث
شاعران ما همیشه در بیان تجربیاتِ عرفانی و اگزیستانسیل خود با موانع بزرگی همچون عروض، قافیه، ردیف و... مواجه بوده‌اند. از گمنامان ایشان که درگذریم، بزرگی همچون مولانا در بسیاری مواقع با این تنگناهای قالبی درپیچیده و زبان به گلایه گشوده:
رستم از این بیت و غزل ای شه و سلطان ازل
مفتعلن مفتعلن مفتعلن کشت مرا
قافیه و مغلطه را گو همه سیلاب ببر
پوست بود پوست بود درخور مغز شعرا
(مولوی/ دیوان شمس/ غزل شماره ۳۸)

 
می‌بینید که مولوی چگونه از این تنگیِ قوالبِ شعری می‌نالد و آنها را برنمی‌تابد. جوشش اندیشه‌های عمیق معنوی در جان و روان او چنان گریبانِ وی را می‌گیرد که نمی‌تواند به صورت رضایت دهد و معنا را قربانی کند.

  • شنبه, ۱۵ دی ۹۷
  • حسین پورفرج
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

ایمان، فوق شرایع

معنویات-چندی پیش در باب معنای ایمان مقاله کوتاهی نوشتم. در آنجا ایمان را به معنای رابطه بینابینی با خدا گرفتم و حاصل آن را رسیدن به تجربه پناه دانستم. آدمی از طریق ایمان می‌تواند به آغوش امن الهی وارد شود و اصلاً محرم او باشد.  فرد مؤمن خدا را برای خود شخصی‌سازی می‌کند و او را به خانه خود می‌آورد. قلب چنین فردی میزبانیِ میهمانی حیرت‌آفرین را بر عهده می‌گیرد و او را به حیات خلوت خود راه می‌دهد. خدا با فرد مؤمن به فضاهای کم رهرو مؤمنانه ورود می‌یابد و اینگونه از آمال و آلام او می‌کاهد. ایمان فرد مؤمن را فرد دیگری می‌سازد و او را شایسته تکریم می‌نماید: «إن لله تعالی فی الارض أوانی إلا و هی القلوب؛[1] برای خداوند، در روی زمین ظروفی است که این ظرف‌ها برای خود خدا است؛ آن ظروف، دل‌های (مومنان) هستند.»

با این حال، اینک و در اینجا می‌خواهم به بعد دیگری از مقوله ایمان بپردازم. چنانکه از عنوان اثر برمی‌آید من ایمان را موهبتی فرامرزی و فراشرایعی به حساب می‌آورم و هرگز آن را به شریعت ویژه‌ای نمی‌کاهم.از قرآن برمی‌آید که میان دین و شریعت اختلاف مبرهنی وجود دارد و این دو امر هرگز یکی نیستند:

  • سه شنبه, ۱۱ دی ۹۷
  • حسین پورفرج
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

دین در انحصار عقل می‌میرد

معنویات-دین‌شناسی تماماً عقل‌گرایانه چندان روا و مناسب از کار درنمی‌آید. من با این گفته موافقم که خدای ادیان از خدای فیلسوفان کاملاً متفاوت است. اینکه در خصوص هر گزاره دینی به دنبال ادله عقلی بگردیم، خطای نابخشوده‌ای است. ما با این کار راه به‌جایی نمی‌بریم و اصلاً مقصد و مقصود را گم می‌کنیم. به عقیده این قلم مغز یا نقطه قوت دیانت سرفرازی گزاره‌های دینی در برابر استدلالات گوناگون عقلی نیست؛ بلکه سرفرازی آن در معنابخشی به زندگی انسان‌ها و تعبیه "ارزش‌های معطوف به هدف" است. اگر ما بیاییم و تماماً دین را ازلحاظ عقلی موردبررسی قرار دهیم، قطعاً آن را پدیده‌ای تخیلی و موهوم در نظر خواهیم گرفت. دین اگرچه از استدلال خالی نیست؛ امّا تماماً با خردورزی محصول نمی‌شود.

امّا مغز دین چیست؟! به گمان من مغز دین ایمان است. چنانکه مجتهد شبستری می‌گوید: «در اسلام اساس ایمان و عقیده بر فهم یک سنّت دینی، تاریخی و زبانی مستمر استوار نگشته است. اساس مسلمان بودن در هر عصر تکیه‌بر سنّت به معنای فهم «فهمیده» گذشتگان نیست، گرچه این تغذیه به ایمان مسلمان کمک می‌کند.