۸ مطلب با موضوع «اجتماعیات» ثبت شده است

  • دوشنبه, ۱۳ آبان ۹۸
  • حسین پورفرج
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

خدا یکی، زن چندتایی/نقدی بر مسئله‌ی ترویج چندهمسری

اجتماعیات-این روزها بسیار از ضرورت احیای فرهنگ چندهمسری سخن به میان می‌آید و جالب اینجاست که این سخن تماماً نه از زبانِ بلهوسان،بلکه از زبان دین‌داران شنیده می‌شود.  نمی‌دانم آنها که در شیپور این مسئله می‌دمند، با چه نیتی چنین می‌کنند، اما هرچه که هست این اقدام کاملاً برآیندِ نگاهی نادرست هم به دوران گذشته و هم به زمان کنونی‌ست. خوب است این جماعت بدانند که کم و کیف نظام خانوادگی پیرو شرایط اجتماعی-فرهنگی هر دوران است و صرف قوت داشتن یک نوع خاص از خانواده دلیل بر فرادورانیت آن نمی‌باشد. اگر در زمان پیامبر(ص) چنین نظام خانوادگی‌ای برقرار بود، این مسئله به شرایط اجتماعی-فرهنگی آن دوران مربوط است و هیچ ربطی به قداستِ این نظام خانوادگی ندارد. می‌دانید که در دوران پیامبر(ص) حتا مردان با نیت سیاسی نیز ازدواج می‌کردند و گاهی هم اسیران جنگی خود را به زنی می‌گرفتند.شرایط آن دوران به گونه‌ای بود که به مردان آن روزگار اجازه می‌داد که به تعدد زوجات روی آورند و اینگونه  حفره‌های اجتماعی-خانوادگی را پر کنند. کسانی که امروز چنین شعاری سر می‌دهند، قطعاً نه درک درسی از مسائل  و واقعیات اجتماعی دارند و نه روزگار پیامبر‌(ص) را خوب می‌شناسند. آنها گمان می‌کنند که هرچه در روزگار پیامبر(ص) هنجار زمانه بود و پیامبر(ص) به آن عنایت داشت، امری لدنی و همه‌زمانی-مکانی‌ست و لذا چندهمسری نیز یکی از آنهاست.

  • شنبه, ۱۱ آبان ۹۸
  • حسین پورفرج
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

مخاطب تنهای بادهای جهان/تحلیلی بر کتاب "نبض خیس صبح" اثر دکتر سروش دباغ

نقدها و نظرها-کتاب "نبض خیس صبح"آخرین اثر دکتر سروش دباغ در باب صاحبِ "هشت کتاب"، سهراب سپهری‌ست. ابتداً ممنونم از ایشان که این اثر گران‌سنگ را به من هدیه دادند و مرا هم‌نورد افق‌های دور کردند. امیدوارم بتوانم در این مجال اندکی شما را با این اثر خواندنی آشنا کنم و از زوایای معرفتی آن چیزکی بگویم. چنانکه می‌دانید کتاب حاضر پنجمین اثری‌ست که مستقلاً توسط این فیلسوف برجسته‌ی اخلاق درباره‌ی "پروژه‌ی عرفان مدرن" و خاصه شاعر بنام معاصر سهراب سپری به رشته‌ی تحریر درآمده و به زیور چاپ آراسته گردیده. پیشتر آثاری همچون "در سپهر سپهری"، "فلسفه‌ی لاجوردیِ سپهری"، "حریم‌ علف‌های قربت" و "آبی دریای بیکران" از این نواندیش دینی منتشر شده و در پیشگاه خوانندگان عزیز قرار گرفته. این آثار تماماً به طی طریق سالک مدرن در دوران راززدایی‌شده‌ی کنونی می‌پردازد و ما را از دل سنت به سمت اینجا و اکنون زیستن می‌آورد.سالک مدرن کسی‌ست که "پا را از دنیای رازآلودِ گذشته بیرون نهاده و نسبت به جهان جدید گشوده است، «خودآیینی» را برگرفته و به غایت فی نفسه بودنِ انسان باور دارد و در آن به دیدۀ عنایت می‌نگرد؛ جهان را توبرتو و پیچیده می‌بیند و به تعبیر هیک، مملوّ از« ابهام ذاتی»، از اینرو یقین معرفت شناختیِ را امری دیریاب و دور می‌انگارد.چنین سالکی «آستانه‌نشین» است؛ در عین حال همچنان دلمشغول امر معنوی است و می‌خواهد برای هم‌نورد افقهای دور گشتن و معنا بخشیدن به زندگی معنوی خود، بالمرّه از سنتِ پس پشت نگسلد، بلکه به مدد بازخوانی انتقادی و پالایش آن، پلک‌ها را بتکاند، کفش همت به پا کند، در جادۀ جستجو پای گذارد و نقبی به نور بزند و به «‌پاکی آواز آبها» ایمان بیاورد..."[1]. مع‌هذا، کتاب "نبض خیس صبح" مشتمل بر یک مقدمه و دوازده جستار است که تماماً حول اندیشه‌های سهراب سپهری دور می‌زند و ما را تا "امکان یک پرنده شدن" بالا می‌برد. همچنین عنوان اثر نیز همان عنوان شعری در "هشت کتاب" و از دفتر "حجم سبز" است:

 

آه در ایثار سطح‌ها چه شکوهی است 

ای سرطان شریف عزلت

سطح من ارزانی تو باد

یک نفر آمد

تا عضلات بهشت

دست مرا امتداد داد

یک نفر آمد که نور صبح 

مذاهب

 دروسط دگمه‌های پیرهنش بود

از علف خشک آیه‌های قدیمی

پنجره می‌بافت 

مثل پریروزهای فکر جوان بود

حنجره اش از صفات آبی شط‌ها

پر شده بود...

 

 

 حال، زین پس می‌کوشم که به طرح نکاتی در باب کتاب مذکور و پروژه‌ی "سهراب‌شناسی" سروش دباغ دست یازنم و اندکی پرچانگی کنم. چنانکه بارها نوشته‌ام یکی از حوزه‌های مورد علاقه‌‌ی من برای مطالعه و تحقیق همین حوزه‌ی سلوک عارفانه در دنیای جدید است و من شخصاً این مهم را مدیون جهد و جهادهای سروش دباغ‌ام. او دست مرا گرفت و به کوچهِ باغ شعر سهراب برد و من از این بابت از او بسیار سپاس‌گزارم.