• شنبه, ۸ دی ۹۷
  • حسین پورفرج
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

رنجی که گنجی می‌برد برای هیچ

نقدونظرها-مقاله اخیر اکبر گنجی تحت عنوان «ادعای پیامبری سروش و وعده عالم‌گیر شدن فرقه سروشیه» حقیقتاً نوعی پیشگویی‌ست. این پیشگویی البته بر شواهد و ادله‌های ناموجهی استوار است. من در اینجا نکاتی را در رد این امکان مطرح می‌کنم:

1- همانگونه که علی زمانیان در نوشتار «گنجی در قامت پیشگوی بزرگ» آورده است، اکبر گنجی میان نحله‌ی دینی و فرقه‌ی دینی کاملاً دچار خلط مبحث شده است و او نحله‌ی روشنفکری دینی را همان فرقه‌ی روشنفکری دینی به حساب می‌آورد. از این نکته که بگذریم اشتباه دیگری نیز در کار است. او پیامبر روشنفکری دینی را عبدالکریم سروش می‌داند؛ در حالی که روشنفکری دینی پیش از عبدالکریم سروش نیز بزرگانی را به خود دیده است. هیچ سر شاخه‌ی نهایی-ای در نحله‌ی روشنفکری دینی وجود ندارد و عبدالکریم سروش نیز خود فردی از افراد این نحله به شمار می‌آید.به گمانم اکبر گنجی چندان دارای درک دقیقی از معنا و گسترۀ مفهوم "نحله" یا فرایند و تفاوت آن با مفاهیم دیگر همچون فرقه یا فرقه‌تراشی نیست و لذا عقیده او در این باب کاملاً ناکام به نظر می‌رسد. اگر ما بپذیریم که روشنفکری دینی یک نحله است، پس می‌باید یک نقطه آغاز (بدون نقطۀ پایان) داشته باشد.

  • چهارشنبه, ۵ دی ۹۷
  • حسین پورفرج
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

متنِ قدسی، اصل قابلیت بقا وجغرافیای اورجنال و پسااورجنال

معنویات-آیا تا به حال از خود پرسیده‌اید که قرآن چرا و برای چه معجزه خوانده می‌شود؟! و چرا اینگونه عموم مسلمانان به آن ملتزمند و به آن نگاه دیگرگونه دارند؟! به اعتقاد این قلم پاسخگویی به این سوال و مجموعه‌ای از این دست سوالات می‌تواند بسیاری از بارهای کهن و البته از کارافتاده را از دوش ما بردارد و ما را به نتیجه‌ای روشن‌تر و روشمندتر رهنمود گرداند؛ هدفی که همانا ما در این اثر به دنبال حصول و دستیابی به آن هستیم و می‌خواهیم آن را به جامۀ عمل بیآراییم.

حال، به این گفتار‌ها بنگرید:
-   جارلله زمخشری:«ظاهراً مراد آیه حضرت محمد(صلی الله علیه و آله)است؛ چرا که به او چیزهایی داده شده است که به احدی داده نشده، و اگر به او چیزی جز قرآن داده نمی شد، برای فضل و برتری او بر سایر پیامبران کافی بود، زیرا قرآن بر خلاف معجزات، در گستره تاریخ باقی است.
[1]

-   سیوطی:(هیچ پیامبری نیست مگر اینکه به او معجزه‌ای داده شده است که مردم به او ایمان بیاورند؛ و چیزی که به من داده شده، وحی(قرآن)است؛ پس امید دارم که از آنان پیروان بیشتری داشته باشم.)...

  • چهارشنبه, ۵ دی ۹۷
  • حسین پورفرج
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

خدای وحی؛خدای اخلاق یا خدای فقه؟!

معنویات-مدعای اصلی بسیاری از مسلمانان این است که متن قدسی آورده‌ای جاویدان و همه‌زمانی-همه‌مکانی‌است. یعنی نه بر این کتاب رنگِ کهنگی و ‌رنگ‌ پریدگی می‌نشیند و نه این آورده از قلۀ معارف و مواهب برکنار می‌افتد. امری‌ که همانا نگارنده این سطور از لحاظ رونمایی”یعنی فحوای کلی این گزاره” با عموم مسلمانان همصدا و هم‌داستان است، امّا از لحاظ زیرنمایی“یعنی نحوه دست‌یابی به این گزاره” با ایشان دارای زاویه و اختلاف عقیده.

علی‌ای‌حال، چنانکه اقبال لاهوری فیلسوف شهیر هندی می‌گوید: «آن کتاب زنده قرآن کریم/حکمت او لایزال است و قدیم»،[۲] قرآن کتابی __و یا بهتر بگوییم معجزه‌ای__ زنده و دارای گزاره‌های جهان‌شمول است و می‌باید برای آن اعتباری دائمی قائل بود. می‌باید از نگاهِ تک‌زمانی-تک‌مکانی به آن اکیداً خودداری نمود و برای آن تاریخِ مصرف متذکر نشد.  و یا می‌باید آن را عامل برتری اقلیتی یا گروهی نشمرد و آن را نسبت به اکثریتی یا جماعتی دشمن ندانست. این متن قدسی در حدود این هزار و چهارصد سال ثابت کرده‌است که نگاه آن از بند فلان زمان و بهمان مکان در می‌گذرد و هیچگاه برای هیچ بنی‌بشری بی‌دلیل نوشابه باز نمی‌کند.

  • چهارشنبه, ۵ دی ۹۷
  • حسین پورفرج
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

چون جهت شد مختلف نسبت دوتاست

نقدونظرها-چند روزی است که خوشبختانه نوشته انتقادی اینجانب بر مقاله جناب یوسفی اشکوری از سوی ایشان رؤیت و تحت نقدی دیگر پاسخ داده شده است. از آنجایی که بنده با ایشان در برخی نکات دارای زاویه‌ام و نکات ایشان را ناموجه می‌دانم، به ذکر مواردی چند مبادرت می‌ورزم:

۱- با نهایت احترام به جناب یوسفی اشکوری می‌باید این نکته را اصلاح کنم که بنده (خدای ناکرده) در هیچ جای این نوشته مقالۀ ایشان را خنده‌دار ندانسته‌ام و همواره در مقام شاگردی که با ادب از استاد خود نقد می‌کند، ظاهر شده‌ام؛ چه به قول حافظ: «قدم منه به خرابات جز به شرط ادب/که سالکان درش محرمان پادشهند».[۱] (به نظر می‌رسد جناب یوسفی اشکوری واژه هکذا به معنای به همین ترتیب، همچنین و … را سهواً با واژۀ مضحک یا مضحکه به اشتباه گرفته‌اند و لذا گمان کرده‌اند که بنده نقد ایشان را خنده‌دار دانسته‌ام. لذا امیدوارم با این توضیح سوءتفاهم ایشان برطرف شده باشد و مقالۀ اینجانب را نقدی نامودبانه نپندارند.(

۲- دومین نکته به نگاه نقادانه نوشتار اینجاب بر مقالۀ جناب یوسفی اشکوری مربوط است.

  • چهارشنبه, ۵ دی ۹۷
  • حسین پورفرج
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

نسبیتِ امر حرام

نقدونظرها-مقاله «سه فعل حرام شرعی در اقدامات داعش» نوشته یوسفی اشکوری دربردارنده افعال داعشیان در قبال غیرخودی‌ها و به طور مشخص دشمنان اسلام ایدئولوژیک است. در این نوشتار این نواندیش مسلمان سه فعل حرامِ ترور، کشتار غیرنظامیان و البته ایجاد رعب و وحشت را به عنوان برجسته‌ترین اعمال حرام این قماش بی‌قید و بند  ذکر نموده‌اند و بر اساس آن نظر خود را  اعلان داشته‌اند.
 
ایشان در این مقالۀ کوتاه تحلیلی تقریباً تاریخی-تطبیقی عرضه داشته‌اند و کوشیده‌اند اعمال این گروه را با سنت اسلامی و قرآن بسنجند. امری که البته ظاهراً خوش و خجسته است امّا حقیقتاً بر پایه‌هایی نامحکم بنا شده است. 
ابتدا به مفاد این مقاله مختصراً بنگرید:
اکنون می خواهم به کوتاهی بگویم که به دلایل مستند قرآنی و شرعی، اقدامات تروریستی داعش با سه حرمت شرعی همراه است:
یکم. حرمت شرعی ترور
معادل «ترور» در زبان عربی و روایی اسلام «فتک» و «اغتیال» است. فتک و اغتیال یعنی مرگ ناگهانی و پنهانی و اعلام نشده.

  • چهارشنبه, ۵ دی ۹۷
  • حسین پورفرج
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

زندگی، ترجمه روشن خاک است در آیینه عشق

اجتماعیات-زندگی موفق و وفادارانه چندان هم که نشان می‌دهد دور از دسترس و دست‌نیافتنی نیست. رسیدن به خوشبختی به همان اندازه که رویایی به نظر می‌آید، محصل نیز می‌تواند باشد و می‌توان آن را دریافت. در اینجا نگارنده قصد دارد تأملات خود در این زمینه را با خوانندگان این نوشتار در میان بگذارد و از سویی نظر ایشان را نیز در این‌باره جویا شود؛ تأملاتی که در این جا می‌آید تماماً برخاسته از تجاب نگارنده در حین زندگی خصوصی خویش و عَرَضاً برخاسته از نمونه‌های مشاهده شده در کلاس‌های مشاوره خانواده است و لذا اینگونه بیان می‌گردد:

1-     اولین مسئله برای حصول به یک زندگیِ موفق و به تعبیر ما «زندگی سبز»، همانا پایبندی به اصلی است تحت این عبارت: لازمۀ تشکیل و پویایی زندگی تعهد است نه تأهل. باری، به عقیده ما تأهل تنها خصیصۀ قانونمند‌سازی یک رابطه زناشویی و تنها شرط عرفی برای استقرار پیوندی ظاهراً دوطرفه تمناشده است، و این درحالی‌است که  تعهد دقیقاً خصیصه‌ای برتر، و البته شرط اخلاقی هم استقرار و هم تعالی یک زندگی زناشویی‌است.

  • چهارشنبه, ۵ دی ۹۷
  • حسین پورفرج
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

شریعتی‌ها و سروش‌ها امامانِ معصومِ روشنفکریِ‌دینی نیستند[1]

معنویات-روشنفکری‌دینی یک نحله‌ است، آغاز دارد و پایان نه. این نحله همچون رود رونده‌ای دائماً در حال حرکت است و لحظه‌ای بازنمی‌ایستد. به معنای دیگر روشنفکری‌دینی متکی به یک متفکر و یا یک طیف اندیشنده نیست و از آنها معنا و مفهوم نمی‌ستانداین نحله فراتر اشخاص و متعلقانِ به آن تعریف می‌شود و اینگونه حدود و ثغور می‌آفریند. بنابراین، روشنفکری‌دینی با اوجگیری یا افول متفکری اوج یا افول نمی‌یابد و از نقش‌آفرینی بازنمی‌ایستد. مثلاً به نام نظریه‌پرداز نظریه x بر خود نمی‌بالد و با حذف نظریه‌پرداز دیگری از صحنه کنار نمی‌رود. این نحله جریانی پایدار و توقف‌ناپذیر است و این حقیقت رکن اساسی آن به شمار می‌آید.

علی‌ای‌حال، نگارنده با این کلام آرش نراقی کاملاً مخالف است: عبدالکریم سروش را باید به یک معنا پایان پروژه روشنفکری دینی دانست. اما این «پایان» به معنای «شکست» و «مرگ» پروژه‌ی سروش، و کاروبار روشنفکری دینی نیست. این «پایان» به معنای «کمال» آن پروژه در سروش است. پروژه‌ی روشنفکری دینی در سروش به عمیقترین سطح خود آگاهی رسید.