• چهارشنبه, ۱۹ دی ۹۷
  • حسین پورفرج
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

نامسلمانان گمنام؛ اندکی با مسلمانی در جغرافیای شناسنامه‌ها

معنویات-اپیزود اول:

کارل رانر(Karl Rahner) متکلم کاتولیک مسیحی واضع اصطلاحی در فرهنگِ مسیحیت است تحت عنوان: «مسیحیانِ گمنام». همواره برای الهیدانان مسیحی و حتی متفکران دیگر ادیان مسئله نجات مسئله‌ای مردافکن بوده و تأملاتِ بی‌شماری را برانگیخته. در نگاه کلی فیلسوفانِ دین رابطه میان دین و رستگاری را در قالبِ سه نوع نگاه تشریح می‌کنند و وجناتِ آن را برمی‌شمرند. سه‌گانه‌ای که البته به ترتیبِ "جمعیتِ رستگاران" به شرح زیر است:
 
1. انحصارگرایی دینی(exclusivism): "این اصطلاح به معنای منحصر کردن حق و رستگاری در دینی خاص است. پیروان این نظریه، حقانیت مطلق دینی را منحصر به دین خود ساخته و معتقدند که صرفاً پیروان یک دین خاص از رستگاری و کمال یا هر چیز دیگری که غایت دین است، برخوردار خواهند بود...

  • چهارشنبه, ۱۹ دی ۹۷
  • حسین پورفرج
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

مسلنامی؛ (مسلمانی در کسوف ایمان و اخلاق)

معنویات-شاید عنوان این یادداشت کمی تعجب‌آور باشد. ممکن است بسیاری از خوانندگانِ این متن بگویند این دیگر چه نام‌گذاریِ مجهول و بی‌معنایی‌ست. مسلنامی دیگر یعنی چه؟! بله، اگر شما نیز چنین بگویید، حق دارید. واقعاً این نام‌گذاری مجهول و عجیب و غریب است. در هیچ دایرة‌المعارفی برای این واژه معنا و مترادف نمی‌توان یافت و این واژه ساختگی ساختگیِ ساختگی‌ست. من خود به شما می‌گویم که بهتر است هرگز به دنبال معنای لغوی و تحت‌اللفظی این واژه نگردید و خود را بی‌دلیل خسته نکنید. این واژه هیچ خروجیِ اینچنینی ندارد و کاملاً بی‌معنای بی‌معناست. "جعل عنوان"صورت گرفته تنها از ذهنِ نویسنده این سطور بیرون جهیده و کاملاً هدفمند شکل گرفته.

بله، اگرچه این واژه معنایِ لغوی ندارد، امّا افراد بسیاری را دربرمی‌گیرد. در اینجا جعل عنوان مسلنامی محصولِ کنشگرانِ دینیِ بخصوصی‌ست که نحوه دین‌ورزی‌شان آنان را به فضا معلّقِ پادرهوایی می‌برد که در مقام نام‌گذاری نه می‌توان آنان را مسلمان نامید، و نه نامسلمان.

  • شنبه, ۱۵ دی ۹۷
  • حسین پورفرج
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

شباهت‌های عروضِ شعری و احکام دینی

معنویات-این مجال قصد دارد به مطالعه همانندی‌ـ و البته همانندی دستوری و شاکله‌ای‌ـ دو ساحت «شعر» و «دین» بپردازد و از این مسئله پرده‌برداری کند که پایبندی به قالب‌هایِ متداول همواره جا را برایِ اصل داستان تنگ کرده است. در این نوشتار ابتدا به ساحت «شعر» توجه می‌شود و آن‌گاه به ساحت «دین».

ایضاح بحث
شاعران ما همیشه در بیان تجربیاتِ عرفانی و اگزیستانسیل خود با موانع بزرگی همچون عروض، قافیه، ردیف و... مواجه بوده‌اند. از گمنامان ایشان که درگذریم، بزرگی همچون مولانا در بسیاری مواقع با این تنگناهای قالبی درپیچیده و زبان به گلایه گشوده:
رستم از این بیت و غزل ای شه و سلطان ازل
مفتعلن مفتعلن مفتعلن کشت مرا
قافیه و مغلطه را گو همه سیلاب ببر
پوست بود پوست بود درخور مغز شعرا
(مولوی/ دیوان شمس/ غزل شماره ۳۸)

 
می‌بینید که مولوی چگونه از این تنگیِ قوالبِ شعری می‌نالد و آنها را برنمی‌تابد. جوشش اندیشه‌های عمیق معنوی در جان و روان او چنان گریبانِ وی را می‌گیرد که نمی‌تواند به صورت رضایت دهد و معنا را قربانی کند.

  • شنبه, ۱۵ دی ۹۷
  • حسین پورفرج
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

خدا، به مثابه رازی قابل صحبت

معنویات-اصولاً در ادبیات فلسفه دین خدا را "امر نامتناهی"می‌نامند. امر نامتناهی در پس پشت خود ناظر بر فراروندگی‌ای تحلیلی ـ تشخیصی است. این مفهوم نشان می‌دهد که خدا هرگز در دامِ اذهان نمی‌افتد و درک او همواره ناخالص است.

«فهمِ نهاییِ خدا» هیچ‌گاه ممکن نیست و هیچ‌گاه حاصل نمی‌شود. نامتناهی بودنِ او این آرزو را همیشه ناکام خواهد گذاشت. خدا همواره در کشاکش آرای رنگارنگ بی‌رنگ خواهد ماند و او هرگز روی بی‌نقاب خود را عیان نخواهد ساخت.

به دیگر سخن «خدا به مثابه امر نامتناهی» حقیقتاً در فهم نمی‌گنجد. البته به وهم نیز نمی‌آید. او همانند آن لیوانی است که همیشه نیمه خالی دارد. هر چه در او می‌ریزی گویی هرگز پر شدنی نیست. به این گفتار زیبا از مایکل نواک خوب دقت کنید. سخن او ـ در باب نمادهای دینی ـ سخت به منظور من نزدیک است. او «نمادهای دینی را به تیرهایی تشبیه کرده است که در جهت خداوند پرتاب شده است ولی قبل از آنکه به او برسند به زمین سقوط می‌کنند.»

  • شنبه, ۱۵ دی ۹۷
  • حسین پورفرج
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

حواریون سروش و خطر سروش‌زدگی

نقدونظرها-عبدالکریم سروش در دوران پساشریعتی مهم‌ترین و البته نامدارترین روشنفکر دینی‌ است. برسرزبانیِ سروش عموماً به خاطر سبک کاری او و درانداختن گفتمانی منحصر به فرد است. "نگاهی نوین به ایمان با چاشنی عشق" اساسی‌ترین بخش دین‌شناسی این متفکر شهیر به حساب می‌آید. خود سروش می‌گوید: «من ایمان خود را از عارفان گرفته‌ام نه از فقیهان، و لذا از این نهیب‌های نامهیب بر جان و ایمان خود نمی‌هراسم»[1]. سروش قرآن را خشیت‌نامه و مثنوی را عشق‌نامه می‌نامد و این‌گونه این دو متن را مکمل یکدیگر در نظر می‌گیرد. در نظر او نه قرآن جای را بر مثنوی تنگ می‌کند و نه مثنوی جای را بر قرآن [2]. همین هم‌گامی همیشگی ایمان و عشق است که عبدالکریم سروش را نهایتاً به نظرات بعضاً جنجالی و بی‌سابقه می‌کشاند و او را در نظر اغیار رادیکال جلوه می‌دهد. نظریه اخیر او در باب «قرآن و مکانیسم وحی» گویای همین حقیقت تازه به بار نشسته است.نظریه «محمّد (ص)، راوی رویاهای رسولانه» بیان می‌دارد که چگونه پیوند میان دین و عرفان در نظرگاه عبدالکریم سروش به اوجِ خود در رسیده و چگونه این ازدواج ثمرات منحصر به فردی را به بار آورده:

  • شنبه, ۱۵ دی ۹۷
  • حسین پورفرج
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

ازدواج‌های عرفی؛ امّا و هزار امّا

نقدونظرها-«ازدواج عرفی» زیر پوست تک تک شهرهای ما وجود خارجی دارد. نه، ما نمی‌توانیم آن را انکار کنیم. چه آن را بپذیریم و چه قبیح بدانیم، می‌باید دریابیم که مسئله‌ای به نام «ازدواج عرفی» مردان و زنان ما – و از آن بیشتر پسران و دختران ما- را به آغوش خود می‌خواند و آنها را در کانون خانواده‌ای که اگر دائمی می‌بود، گرمش می‌خواندند، جای می‌دهد. گویی دیگر روزگار انقلاب قالب در نهاد خانواده رخ داده و همه چیز عوض شده.

با این حال، در باب «ازدواج عرفی» و خصوصاً مقاله‌ی «ازدواج عرفی بر ترازوی اخلاق» به قلم دکتر سروش دباغ طرح نکاتی به تلقی این قلم جای تأمل دارد. من ‌خوب می‌دانم که این نواندیش دینی به دنبال اشاعه‌ی هیچ منکری نیست و تنها دغدغه‌ی او به‌سامان رساندن مشکلات اخلاقی جامعه‌ی ماست. او از منظر خود می‌نگرد و دیگران از منظر خودشان. هیچ نگاهی یقینی و کاملاً بی‌عیب و نقص نیست و همواره در نقد و نقادی به روی آرای گوناگون گشوده است.

مع‌هذ، تبعات این مقاله نیز سخت و هیجانی خواهد بود. سروش دباغ می‌باید منتظر نقدهای تند، بدزبانی‌ها و اتهاماتِ گزاف فراوانی باشد. 

  • شنبه, ۱۵ دی ۹۷
  • حسین پورفرج
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

جستاری در نقد و بررسی مجموعه سخنرانی‌های سروش دباغ تحت عنوان: (چشم‌انداز سکولاریسم در ایران)

نقدونظرها-

در کشور ما گاهی آن (سکولاریسم) را

به‌منزلهٔ یک دشنام و واژه‌ای برای غیرخودی‌ها و بیگانگان به کار می‌برند[1].
(عبدالکریم سروش)
 
 

اخیراً چهار فایل سخنرانی از "دکتر سروش دباغ" در کانال تلگرامی او منتشر شده است. «چشم‌انداز سکولاریسم در ایران» نام این سخنرانی‌هاست[2]. البته از میان این چهار فایل سخنرانی دو فایل آن مربوط می‌شود به جلسهٔ پرسش و پاسخ میان این متفکر ارزنده و مخاطبانش. در این سلسله جلسات این فیلسوف اخلاق برآن شده است تا میان دو مسئلهٔ کاملاً متأخر و جدید نوعی رابطهٔ عقلانی برقرار کند و به‌نوعی درک ما هم از «سکولاریسم» و هم از «اسلام‌گرایی» را تغییر دهد.

آن‌ها که با آثار و افکار این صاحب‌نظر گرامی آشنایند حتماً تصدیق می‌کنند که سروش دباغ حقیقتاً یکی از پرکارترین صاحب‌نظران سرزمین ماست.

  • شنبه, ۱۵ دی ۹۷
  • حسین پورفرج
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

ایمان، فوق شرایع

معنویات-چندی پیش در باب معنای ایمان مقاله کوتاهی نوشتم. در آنجا ایمان را به معنای رابطه بینابینی با خدا گرفتم و حاصل آن را رسیدن به تجربه پناه دانستم. آدمی از طریق ایمان می‌تواند به آغوش امن الهی وارد شود و اصلاً محرم او باشد.  فرد مؤمن خدا را برای خود شخصی‌سازی می‌کند و او را به خانه خود می‌آورد. قلب چنین فردی میزبانیِ میهمانی حیرت‌آفرین را بر عهده می‌گیرد و او را به حیات خلوت خود راه می‌دهد. خدا با فرد مؤمن به فضاهای کم رهرو مؤمنانه ورود می‌یابد و اینگونه از آمال و آلام او می‌کاهد. ایمان فرد مؤمن را فرد دیگری می‌سازد و او را شایسته تکریم می‌نماید: «إن لله تعالی فی الارض أوانی إلا و هی القلوب؛[1] برای خداوند، در روی زمین ظروفی است که این ظرف‌ها برای خود خدا است؛ آن ظروف، دل‌های (مومنان) هستند.»

با این حال، اینک و در اینجا می‌خواهم به بعد دیگری از مقوله ایمان بپردازم. چنانکه از عنوان اثر برمی‌آید من ایمان را موهبتی فرامرزی و فراشرایعی به حساب می‌آورم و هرگز آن را به شریعت ویژه‌ای نمی‌کاهم.از قرآن برمی‌آید که میان دین و شریعت اختلاف مبرهنی وجود دارد و این دو امر هرگز یکی نیستند:

  • چهارشنبه, ۱۲ دی ۹۷
  • حسین پورفرج
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

عشق بازیگری نیست

اجتماعیات-من همیشه بر آن بوده‌ام که عشق بازیگری نیست. عشق هنرنمایی در زندگی‌ست؛ زندگی‌ای که قرار است فراهم‌کننده‌ی فضای ویژه‌ای باشد. در رابطه‌ی عاشقانه هرگز نمی‌باید قالب تهی نمود و نقاب‌های رنگانگ زد. اصلاً تولد عشق مستلزم مرگِ شبیه‌سازی‌هاست.

چرا می‌گویم عشق بازیگری نیست؟! و با اینگونه کنشها متفاوت است؟! بگذارید اندکی در این باب پرچانگی کنم. یک بازیگر چه می کند؟! او نقشی را برعهده می‌گیرد و به ایفای آن می‌پردازد. در مدَّت زمان محدودی بر سر لوکیشن فیلم حاضر می‌شود و بازی خود را به انجام می‌رساند. البته همین بازیگر پس از اتمام این فیلم به پیشنهادهای دیگر نیز لبیک می‌گوید و این  قصه به همین شکل ادامه می‌یابد.
هر بازیگری در طول دوران هنرپیشگی خود می‌تواند در چندین فیلم به ایفای نقش بپردازد و اینگونه هنر خود را عرضه نماید. او می‌تواند در انواع نقش‌ها توانایی‌ خود را به رخ تماشاگران بکشد و حتّی از جشنواره‌های سینمایی جایزه بگیرد.

  • چهارشنبه, ۱۲ دی ۹۷
  • حسین پورفرج
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

دوگانگی شیرینِ عشق

اجتماعیات-عشق حقیقی رابطه‌ای متقابل و دو سویه است. در رابطه‌ی عاشقانه فرد در جایی عاشق است و در جایی معشوق. او هرگز موقعیت ساکن و یکسان ندارند و هرگز تحت سیطره‌ی چیزی نیست. در چنین رابطه‌ای فرد موقعیت  خود را دوگانه می‌بیند و نقوش دوگانه می‌پذیرد. او از طریق یک رابطه به دو تجربه‌ی عاطفی دست پیدا می‌کند و در جهت آنها می‌کوشد. اینگونه است که روابط عاشقانه محاسبات منطقی را برهم می‌زند و همه چیز را ممکن می‌سازد.

چه به قول مولوی:

بی‌دلان را دلبران جسته بجان

جمله معشوقان شکار عاشقان

هر که عاشق دیدیش معشوق دان

کو به نسبت هست هم این و هم آن

تشنگان گر آب جویند از جهان

آب جوید هم به عالم تشنگان

 بنابراین، هر رابطه‌ی عاشقانه در درون خود دو حالت عشق‌ورزی را نهفته دارد:

من عاشق – تومعشوق
من معشوق – تو عاشق